برگردان به زبان ساده
بس تازه و تری چمن آرای کیستی
نخل امید و شاخ تمنای کیستی
هوش مصنوعی: بسیار سرزنده و تازهای، ای کسی که مانند درخت نخل نماد امید هستی و شاخ و برگ آرزوها را در خود داری.
روز آفتاب روزن و بام که می شوی
شبها چراغ خلوت تنهای کیستی
هوش مصنوعی: در روز روشنایی و زندگی، جایگاه تو بر بام آسمان است؛ اما در شب، وقتی تنها هستی، چه کسی را در درون خود میبینی که به تو نور میدهد؟
رنگت چو بوی دلکش و بویت چو روی خوش
حوری سرشت من گل رعنای کیستی
هوش مصنوعی: رنگت زیبا و دلنواز است و بویت همچون عطر خوش یک پری است. زیبایی من به تو مربوط میشود و حالا میخواهم بدانم تو کیستی.
گل این وفا ندارد و گلزار این صفا
ای لاله ی غریب ز صحرای کیستی
هوش مصنوعی: این گل وعده وفا ندارد و این باغ هم صفای واقعی ندارد. ای لالهی تنها، تو از کدام صحرا آمدهای؟
حالا ز غنچه ی دل ما باز کن گلی
در انتظار وعده ی فردای کیستی
هوش مصنوعی: اکنون از دل پر از آرزوی ما گلی بزن، که در انتظار وعده فردا هستی تو کیستی؟
ای گل ز شرم دامن پاک تو در عرق
از جویبار چشم گهر زای کیستی
هوش مصنوعی: ای گل، به خاطر شرم تو، دامن پاکت از اشکها تر شده است. از چشمانت مانند جویباری که مروارید میزاید، چه کسی هستی؟
چون من به بند عشق تو صد ماهر و اسیر
تو زلف داده تاب بسودای کیستی
هوش مصنوعی: وقتی من به خاطر عشق تو گرفتار هستم و به زلف تو وابسته شدهام، بنابراین تو چه کسی هستی که اینقدر مرا جذب کردهای؟
بزمی پر از پریست فغانی تو در میان
دیوانه ی کدامی و شیدای کیستی
هوش مصنوعی: مهمانی پر از زیبایی است و تو در این جمع دیوانهوار، به دنبال چه کسی هستی و شیفتهی کدامین فردی؟