برگردان به زبان ساده
چه بد گفتم که خونم زین جواب تلخ میریزی؟
شکر داری و در جامم شراب تلخ میریزی
هوش مصنوعی: چه بد گفتم که از این پاسخ تلخ ناراحت و غمگین شدم، در حالی که تو شیرینی و خوشی را در زندگیام به وجود میآوری، اما در وجود من تنها تلخی و اندوه وجود دارد.
دلی دارم به صد جا داغ و طعن مردمش بر سر
تو هم تا کی نمک بر این کباب تلخ میریزی
هوش مصنوعی: من دلی دارم که در جاهای مختلف زخمهای زیادی دارد و مردم همیشه به خاطر تو به من طعنه میزنند. تا کی میخواهی بر این دردهای من بیشتر بیفزایی؟
به اشک شوربختان خنده تا کی آه ازین عادت
چرا این تحفهٔ شیرین در آب تلخ میریزی
هوش مصنوعی: تا کی باید به اشک کسانی که بدشانسند بخندیم؟ چرا این عادت تلخ را ادامه میدهیم و این هدیهٔ شیرین را در آب زهرآگین میریزی؟
از آن یوسف شود روزی زلال خضر ای دیده
هر آن خوناب کز تعبیر خواب تلخ میریزی
هوش مصنوعی: روزی خواهد آمد که مانند آب زلال، یوسف نیکو از غمها و سختیها نمایان خواهد شد. ای چشمان من، هر آن چه از تعبیر خوابهای تلخ رنج دیدهای، در حقیقت خون است که از دل میریزی.
فغانی خون خود را آب کردی بس کن این گریه
چه گل چیدی که عمری این گلاب تلخ میریزی
هوش مصنوعی: از خود مایه میگذاری و اشک میریزی، بیفایده است. دیگر بس است این گریانیدنت، چه اتفاقی افتاده که سالهاست همچنان غمناک و غمگین هستی و این درد را به یاد میآوری.