برگردان به زبان ساده
ای به کرشمه هر زمان گلبن باغ دیگری
من شده کوه درد و تو لالهٔ راغ دیگری
هوش مصنوعی: تو با زیباییها و هنر خود، مرا همچون بذر گلی در باغی جدید پرورش دادهای، در حالی که من با همهی دردهایم همچون کوهی بزرگ هستم و تو به مانند لالهای در دشت و چمنزار دیگر میدرخشی.
سوز تو در دل حزین چون نگرم به نیکوان
بر دل خویش چون نهم بیهده داغ دیگری
هوش مصنوعی: وقتی دلم از غم و اندوه پر است، اگر به زیباییها نگاه کنم، باز هم احساس میکنم که در دل خود داغی بیهوده دارم.
یار به دیگری روان من ز پِیَش به سر دوان
چند توان چنین شدن ره به چراغ دیگری
هوش مصنوعی: یار به دیگری رفته و من در پی او هستم. تا چند وقت میتوانم اینگونه دنبال او بروم، در حالی که روشنی من از چراغ دیگری است؟
من به خیال آن پری گم شدهام ز خویشتن
وای که او به رغم من کرده سراغ دیگری
هوش مصنوعی: من در خیال آن پری گم شدهام و از خودم دور افتادهام. وای بر من که او برخلاف میل من به سراغ کس دیگری رفته است.
همچو فغانیام بود کاسهٔ دیده پر ز خون
تا شده عکس ساقیام نقش ایاغ دیگری
هوش مصنوعی: چشمم پر از اشک و درد است، مثل فغان و نالهای که از دل برمیخیزد. گویی تصویر کسی که به من شراب میدهد در آن منعکس شده، اما در واقع آن شخص دیگری است که در قلبم جا دارد.