برگردان به زبان ساده
چه سان گویم که شب سرخوش کجا ای ماه میرفتی
چه سان غافل به گفتار رقیب از راه میرفتی
هوش مصنوعی: چطور بگویم که در شب خوش و خرم، ای ماه، کجا رفته بودی؟ چگونه بود که غافل از حرفهای رقیب، از آنجا عبور کردی؟
عنان کج کرده و خود را به مستی داده یکباره
ز اندوه نهان هرکسی آگاه میرفتی
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به تصویر کشیده است که کسی از ناراحتیها و غمهای پنهان خود رها شده و در حال مستی و بیخیالی است. او به قدری غرق در این حس شده که هیچکس از غمهای او خبر ندارد و در حالی که به سمت جلو میرود، کسی متوجه حال و وضعیت او نیست.
غرور حسن یا یاد کسی بودی عنانگیرت
خیالی داشتی باری نه بر دلخواه میرفتی
هوش مصنوعی: غرور زیبایی یا یاد شخصی تو را به جلو میکشید و تو در واقع خیالهایی در سر داشتی که باعث میشد در مسیر دلخواهت حرکت نکنی.
برآمد گرد از جانم از آن جولان مستانه
چو برمیتافتی گاهی عنان و گاه میرفتی
هوش مصنوعی: از وجودم شور و هیجانی برمیخیزد، مثل اینکه گاهی اشتباهاً کنترل را از دست میدهم و گاهی نیز به جلو میروم.
چه سود از دیدهٔ گریان فغانی چو نشد آن یوسف
چرا اول به افسون کسان از راه میرفتی
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که من به خاطر یوسفی که دلتنگش هستم گریه کنم، وقتی که او ابتدا با فریب و نیرنگ دیگران از راه درست دور شد و به انحراف رفت؟