برگردان به زبان ساده
سرم ای بخت در جولانگه صید افگنی دادی
دگر هر تار موی من بدست دشمنی دادی
هوش مصنوعی: ای بخت من، در میدان شکار به من آسیب زدی و حالا هر یک از موهای من به دستی از دشمن افتاده است.
چه شکرت گویم ای بخت سیه کز بهر آرامم
در این آوارگی باری نشان گلخنی دادی
هوش مصنوعی: ای بخت شوم، چطور میتوانم از تو تشکر کنم، که به من در این روزگار آشفته، نشانی از آرامش و امید دادی.
مخور خون ای دل و بیهوده رنج خود مکن ضایع
چه گل چیدی که عمری آب و رنگ گلشنی دادی
هوش مصنوعی: ای دل، چرا به خاطر چیزهای بیفایده خود را آزار میدهی؟ چه فایدهای از زحماتت به دست آوردی وقتی که عمری را صرف زیبایی و شادابی کردهای؟
مبادا دامنت آلوده از خونابه ی چشمم
کجا این آشنایی با چو من تر دامنی دادی
هوش مصنوعی: مراقب باش که دامن تو به اشکهای من آلوده نشود. تو که با وجود من، چنین دامن لطیفی را به کسی دادهای.
فغان برداشتی چون حال من بد دیدی ای دشمن
چه گویم هم تو کز دردم نوید مردنی دادی
هوش مصنوعی: ای دشمن، چون حال بد من را دیدی، نالهای سر دادی. چه بگویم، تو که از درد من خبر داری و به من امید مرگ دادی.