برگردان به زبان ساده
بنشین و از میان کمر فتنه را گشای
تا جان تشنه را دهم آبی قبا گشای
هوش مصنوعی: بنشین و به آرامی مشکلات را حل کن تا بتوانم به جان تشنهام آبی برسانم.
در انتظار یک نگهم جان به لب رسید
چشمی به روزگار من مبتلا گشای
هوش مصنوعی: منتظر یک نگاه هستم که جانم را به شدت تحت تاثیر قرار دهد. چشمی که میتواند درد و رنج من را در این روزگار بگشاید.
از حد گذشت روشنی مجلس رقیب
یک ره در خرابه این بینوا گشای
هوش مصنوعی: روشنی مجلس رقیب از حد فراتر رفته است، لحظهای در این ویرانه به حال این بیچاره نگاهی بینداز.
داری هوای صحبت بیگانه همچنان
چون گویمت که در به رخ آشنا گشای
هوش مصنوعی: تو در دل خود آرزوی گفتگو با دیگران را داری، اما نمیدانم چطور به تو بگویم که در جمع دوستان خودت باز کن و صحبت کن.
ای ترک مست بوی خوشت عالمی گرفت
بند قبا که گفت که پیش صبا گشای
هوش مصنوعی: ای جوان خوشظاهر و شگفتانگیز، بوی خوشی که از تو بلند میشود، همه جا را تحت تأثیر قرار داده است. لباسهای زیبای تو، گواهی بر زیبایی و جذابیت توست. بگذار نسیم صبحگاهی، آن را برای دیگران نیز نمایان کند.
نگشود هرگزم گرهی دل به خندهای
آه ار بماند این گره بسته ناگشای
هوش مصنوعی: هرگز نتوانستم گره ای از دل را با خنده باز کنم. اگر این گره همچنان بسته بماند، هیچ چیزی نمیتواند آن را باز کند.
راه نظر ببند فغانی به آن غزال
یا چشم خیره در ره تیر بلا گشای
هوش مصنوعی: بهتر است نگاهت را از آن غزال زیبا دور کنی و به تیر بلا که خطرناک است، ننگری.