برگردان به زبان ساده
یاد داری که دلم را بجفا خون کردی
مست بودی چه بجان من مجنون کردی
هوش مصنوعی: یادته که با بدی و ظالمی دلم را شکستی؟ در حالی که مست بودی، چطور جانم را به درد آوردی و مجنونم کردی؟
بر سرم شب همه شب جنگ رقیبان تو بود
در میان آمدی و عربده افزون کردی
هوش مصنوعی: هر شب با رقیبان تو درگیر بودم و آنها را به چالش میکشیدم، اما وقتی تو به میان آمدی، اوضاع به شدت تغییر کرد و خشونت و هیاهوی بیشتری ایجاد شد.
عاشق امروز بخون دل خود دست زند
که هوای می لعل و لب میگون کردی
هوش مصنوعی: عاشق امروز باید با دلش درگیر باشد و احساساتش را بیان کند، چون به یاد باده لبهای سرخ و دلنواز افتاده است.
شد جهان بر سر آن غمزه و غوغاست هنوز
این همه فتنه بیک چشم زدن چون کردی
هوش مصنوعی: دنیا هنوز بر سر آن جذابیت و زیبایی در حال آشفتگی است و این همه شور و هیجان به خاطر یک نگاه توست. چگونه توانستی این همه تغییر و تحول را ایجاد کنی؟
در زبان داشت فغانی بتو صد گونه سخن
دید آن شکل و زبان بست چه افسون کردی
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به یک شخص خاص اشاره میکند که در دوران گفتگو یا صحبت، به گونهای خاص و پرشور از او سخن میگوید. او به زیبایی و جاذبه آن شخص اشاره میکند و میپرسد که چه جادویی او برای جذب کردن دیگران به کار برده است. وجود آن شخص و زیباییاش به حدی تاثیرگذار است که هر نوع کلامی نمیتواند به درستی، وصف آن را بیان کند.