برگردان به زبان ساده
تویی که هیچ گرفتی گل و شراب کسی
مدام خنده زدی بر دل کباب کسی
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که همیشه مشغول شادی و خندهای و با وجود غم و اندوه دیگران، هیچ توجهی به آنها نداری. مثل اینکه گل و شراب به دست داری و هیچگونه احساس همدردی نشان نمیدهی.
تو کز دریچه ی خورشید سر بدر کردی
کجا پسند کنی خانه ی خراب کسی
هوش مصنوعی: تو که با نور خورشید به دنیا آمدهای و درخشان و پر از زندگی هستی، چطور میتوانی به زندگی کسی که در دل تاریکی و ویرانی گیر افتاده، خوشایند بیابی؟
ترا که خانه پر از در شبچراغ بود
چه احتیاج بگلگشت ماهتاب کسی
هوش مصنوعی: تو که در خانهات پر از نور شب چراغ هستی، به چه نیازی به زیبایی و روشنایی ماهتاب داری؟
همین ز چشمه ی خورشید خود بر آمده یی
قدم نکرده تر از ناز از گلاب کسی
هوش مصنوعی: تو که از چشمه خورشید به وجود آمدهای، حتی قدمی ز حیا و ناز از گلاب کسی برنداشتی.
ز آب و آینه هم روی خویش پوشیدی
ز شرم چشم نکردی بر آفتاب کسی
هوش مصنوعی: به خاطر شرمی که داشتی، چهرهات را از آب و آینه پنهان کردی و حتی جرأت نکردی به چهره خورشید کسی نگاه کنی.
مگو که شب ز خیالم چه خواب می بینی
مپرس ازین که پریشان مباد خواب کسی
هوش مصنوعی: نگو در خواب شبانهام چه میگذرد و از من نپرس که نکند خواب کسی را به هم بریزم.
اثر نماند ز گردم فغانی آنهم رفت
که می شدم بصد آشوب در رکاب کسی
هوش مصنوعی: آثاری از درد و رنجهایم باقی نمانده است. آنچه بر من گذشته، زمانی بود که با سر و صدای زیاد در پی کسی حرکت میکردم.