برگردان به زبان ساده
تو گفتی کز سر کوی تو رو گردان شوم روزی
ببویی قانع از آن خاک مشک افشان شوم روزی
هوش مصنوعی: تو گفتی که اگر روزی از کوی تو دور شوم، به بوی خوش آن خاک عطرآگین راضی میشوم و سیر میکنم.
همان دل مرده ام گر با مسیحا همنفس گردم
همان آزرده ام گر پای تا سر جان شوم روزی
هوش مصنوعی: اگرچه دل من مرده است، اگر با کسی مانند مسیحا هم صحبت شوم، هنوز هم دلخوره و آزردهام. حتی اگر روزی جانم را کاملاً فدای چیزی کنم، همچنان همان فرد آزرده باقی میمانم.
اگر دانم که آب زندگی بارد نه آب شور
محالست اینکه شاد از دیده ی گریان شوم روزی
هوش مصنوعی: اگر بفهمم که زندگی حقیقی و خالص در آب زنده است و نه در آب شور، غیرممکن است که روزی با دیدن چشمان گریان، شادی کنم.
من و لبهای خشک و دیده ی تر بخت آنم کو
که سیراب از کنار چشمه ی حیوان شوم روزی
هوش مصنوعی: من با لبهای خشک و چشمان اشکبار، امیدوارم روزی بهدست بیاورم که از چشمهی حیات سیراب شوم.
نشوید از دلم گردی اگر دریا کنم دیده
نخیزد از رهم گردی اگر طوفان شوم روزی
هوش مصنوعی: اگر دریا باشم و دل را از خشم پاک کنم، حتی یک ذره غبار هم از دلم نمیرود. و اگر روزی دچار طوفانی شوم، باز هم هیچ چیزی از راهم دور نخواهد شد.
نهادم چون فغانی سر بدار عشق و وارستم
چه سر دارم که در بند سر و سامان شوم روزی
هوش مصنوعی: من برای عشق فغان و نالهام را به میدان آوردهام و آزادانه از خودم بگذرم. چه چیزی از سرم باقی مانده که بخواهم به سرنوشت و ترتیب زندگیام وابسته بمانم؟ روزی در این لحظه حساس و پرشور، در واقع نه چیزی برای از دست دادن دارم و نه قصد سامان دادن به زندگیام.