برگردان به زبان ساده
ساقی چه سر گران به من زار گشتهای
پیمانهای بنوش که هشیار گشتهای
هوش مصنوعی: ای ساقی، چه بر تو سخت گذشته که حالت به این روز افتاده است. یک پیمانه بنوش تا شاید کمی هوشیار شوی.
در بحر خواب بودی و طوفان گرفته بود
اکنون قیامتست که بیدار گشتهای
هوش مصنوعی: در خواب و غفلتی عمیق بودی و در آن حال، مشکلات و سختیها در حال بروز بودند. حالا که بیدار شدهای، وضعیت به شدت اضطراری و بحرانی است.
قدر گلاب میشکند عطر دامنت
معلوم میشود که به گلزار گشتهای
هوش مصنوعی: بوی گلاب نشاندهندهی عطر دامنت است و این موضوع نشان میدهد که تو در میان گلها بودهای.
ای جان رفتنی چه شتابست، یک زمان
خوش باش چون به خستهدلان یار گشتهای
هوش مصنوعی: ای عزیز که به زودی خواهی رفت، چرا این قدر عجله داری؟ لحظهای خوش باش، چون اکنون همراه افرادی هستی که دلتنگ و خستهاند.
من کز دو کون گشتهام آزاد سالهاست
هستم غلام اگر تو خریدار گشتهای
هوش مصنوعی: مدتهاست که من از همه چیز آزاد شدهام و به نوعی در زندگی خود به خودم تعلق دارم، اما اگر تو در پی من هستی و خریداری کردهای، باید بدانی که من به این سادگی قابل دسترسی نیستم.
پرهیز میکنند دلا از تو دوستان
آخر چه دشمنی که چنین خوار گشتهای
هوش مصنوعی: دوستان به خاطر تو از دل خود دوری میکنند، چون آخرین دشمنی که اینقدر بی ارزش و حقیر شدهای.
اخلاص این شکسته ندانستهای هنوز
عمری اگرچه در دل افگار گشتهای
هوش مصنوعی: دلی پاک و بدون غرضی در وجود تو وجود دارد، هرچند که از مدتها پیش به خاطر غصهها و مشکلات، دلخوشیات را از دست دادهای.
ای در مقام جنگ زده راه آشتی
صنعت مکن که درد دل یار گشتهای
هوش مصنوعی: ای شخصی که در میدان جنگ قرار داری، تلاش نکن که راه آشتی را پیش بگیرید، چرا که دل یار پر از درد و رنج شده است.
بر آستان عشق فغانی قرار گیر
بنشین به یک مقام که بسیار گشتهای
هوش مصنوعی: به درگاه عشق نالهای سر بده و در آرامش بنشین، چرا که مدتهاست در تلاش و تلاش بودهای.