برگردان به زبان ساده
من کیستم شکستهدل هیچکارهای
سرگرم جلوهای و خراب نظارهای
هوش مصنوعی: من کی هستم؟ دلشکسته و بیدوام، به تماشای زیباییها مشغولم و در این حال غرق در محو تماشا هستم.
زین آتشی که عشق تو افروخت در دلم
فریاد اگر به خرمنت افتد شرارهای
هوش مصنوعی: عشق تو در دلم آتشی برافروخته است؛ اگر اندکی از این شعله به تو برسد، فریاد میزنم.
در چنگ آفتم چو دهد شوق مو کشان
بر من هزار رشتهٔ تدبیر تارهای
هوش مصنوعی: وقتی شوق و لذت به من دست میدهد، مانند کسی که در چنگال چیزی گرفتار است، هزاران راه و تدبیر به ذهنم میرسد.
هر پارهای ز دل به جگر گوشهای دهم
فارغ مگر شوم ز غم خویش پارهای
هوش مصنوعی: هر بخش از دل خود را به دلبندم میدهم، شاید از اندوه خود راحت شوم.
با من رقیب ساده درافتاد بیجهت
چون آبگینهای که درافتد به خارهای
هوش مصنوعی: رقیب ساده به طور ناگهانی و بیدلیل با من درگیر شد، مانند شیشهای که به طور نادرست به خار یا نی بزند و بشکند.
بیآفتاب روی تو هر شام تا سحر
داغیست تازه بر دلم از هر ستارهای
هوش مصنوعی: بدون نور و گرمای وجود تو، هر شب تا صبح دلم به خاطر هر ستارهای داغ و سوزان است.
فردا که دوست خوان کرم در میان نهد
گیرد به قدر حوصله هرکس کنارهای
هوش مصنوعی: فردا زمانی که دوست سفرهای پر از نعمت میچید، هرکس بر اساس ظرفیت و اشتیاق خود، سهمی از آن بهرهمند خواهد شد.
بیچارگیست کار فغانی و در غمش
هرکس کند برای دل خویش چارهای
هوش مصنوعی: ناتوانی فغانی در این وضعیت به وضوح دیده میشود و هر کسی برای دل خودش در غم او راه حلی پیدا میکند.