برگردان به زبان ساده
خلقی به حسن خویش گرفتار دیدهای
زان ناز میکنی که خریدار دیدهای
هوش مصنوعی: تو با ناز و زیباییات دیگران را شیفته خود کردهای، چون میبینی که عدهای برای زیباییات ارزش قائل هستند.
چندانکه خشم و ناز کنی زارتر شوم
زارم ازآن کشی که مرا زار دیدهای
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر از خشم و نازت به من آسیب بزنی، من غمگینتر میشوم. من به اندازهای زار و نزار هستم که تو مرا چنین زار دیدهای.
کوشی به عزت دگران رغم جان من
گویا که در میانه مرا خوار دیدهای
هوش مصنوعی: در تلاش باش تا دیگران را با احترام ببیند، حتی اگر من به طور واضح در بین آنها کم ارزش تر از آنها به نظر آیم.
وزو گداز من مکن ای شمع برطرف
در یک زمان که جانب اغیار دیدهای
هوش مصنوعی: ای شمع، نگذار با ذوب شدنم تو را از این سو به آن سو ببرم. در یک زمان نمیتوانی به من و دیگران توجه کنی؛ چون از حال و اوضاع دیگران با خبری.
بزمش ندیده سجده کنی از برون در
ای دل ز کعبهٔ سایهٔ دیوار دیدهای
هوش مصنوعی: ای دل، تو که در بزم او حضور نداشتهای، چرا از بیرون برای او سجده میکنی؟ آیا فقط به خاطر سایهٔ دیوار کعبه را دیدهای؟
بسیار پیش ما بد خوبان مگو رقیب
آری ترا به دست که بسیار دیدهای
هوش مصنوعی: بسیار پیش از ما از خوبیهای دیگران صحبت نکن و رقیب ما را به دست نیاور. زیرا تو چیزهای زیادی دیدهای که نهایت را میداند.
امروز مستی تو فغانی فزونترست
معلوم میشود که رخ یار دیدهای
هوش مصنوعی: امروز حالت شاد و سرمستت بیشتر از همیشه جلب توجه میکند، به نظر میرسد که چهره محبوب را دیدهای.