برگردان به زبان ساده
این منم هر شام چون پروانه جایی سوخته
کرده ترک جان شیرین در هوایی سوخته
هوش مصنوعی: من هر شب مانند پروانهای هستم که جایی را سوزاندهام و جان شیرینم را در هوایی سوخته رها کردهام.
راستی پروانه داند چاشنی داغ عشق
کو در این آتش چو من بیدست و پایی سوخته
هوش مصنوعی: راستی پروانه میداند که چه نشانهای از عشق داغ در این آتش وجود دارد، همانطور که من بیدست و پا در این آتش سوختهام.
هر صباحم تازه داغی بر دل از عشق گلیست
همچو آن دیوانه کش هر روز جایی سوخته
هوش مصنوعی: هر روز که بیدار میشوم، دوباره دلم از عشق یک گل داغ دارد، مثل دیوانهای که هر روز جای جدیدی را سوزانده است.
دوست می دارد دل من داغ های خویش را
زانکه هر یک از برای دلربایی سوخته
هوش مصنوعی: دل من دوست دارد که دردها و زخمهایش را احساس کند، زیرا هر یک از این wounds به گونهای برای جلب توجه و زیبایی به وجود آمدهاند.
دل که برگشت از من و بالاله رویان خو گرفت
بینمش یکروز از داغ جدایی سوخته
هوش مصنوعی: دل من که از وضعیت عاطفیام برمیگردد و به حالت عادی برمیگردد، روزی دیدم که به خاطر داغ جدایی از او سوخته و در عذاب است.
کیست با داغ تمنایت فغانی در جهان
درد پروردی اسیری بینوایی سوخته
هوش مصنوعی: چه کسی است که با دلدرد از عشق تو در این دنیا فریاد میزند و اینجا دربند دلسوختهای را میبیند که رنج میکشد؟