برگردان به زبان ساده
زهی روی دل افروزت چراغ منظر دیده
خیال خال هندویت مقیم کشور دیده
هوش مصنوعی: چه روی دلانگیزی داری! چهرهات همچون چراغی در منظره چشم من میدرخشد و آن نقطه دکوراتیو در صورتت، مانند نمادی از زیبایی هندی، در سرزمین خیال من جا خوش کرده است.
ندارد مجلس روحانیان بی عارضت نوری
در آ در مصر جان ای آفتاب خاور دیده
هوش مصنوعی: مجلس روحانیان بدون حضور تو، نوری ندارد. ای آفتاب خاور، به زندگی جان من روشنی ببخش.
اگر محرم نباشد دیده و دل در حریم تو
فرو شویم بخون دل سواد ابتر دیده
هوش مصنوعی: اگر چشمان ما و دل ما در جایگاه مقدس تو نباشند، پس با خون دل، حسرت و غم را به جان میخریم.
چو در دل بگذرانم آرزوی لعل میگونت
لبالب سازم از خوناب حسرت ساغر دیده
هوش مصنوعی: وقتی به آرزوی لبان زیبایت فکر میکنم، چنان از غم و حسرت پر میشوم که چشمهایم را به ساغر خونین تبدیل میکنم.
چرا از پهلوی من در بلای دیده افتد دل
همان بهتر که نگشایم بروی دل در دیده
هوش مصنوعی: چرا باید دل بیچارهام از بیتابی در چشمانم آشکار شود؟ بهتر است که دلم را در دیدهام باز نکنم و احساساتم را بروز ندهم.
چو بینم شمع رخسار ترا در دیده دل خواهد
که چون پروانه گردد هر نفس گرد سردیده
هوش مصنوعی: وقتی چهره تو را مثل شمع میبینم، دل من آرزو میکند که مانند پروانه در هر لحظه دور چشمانت بچرخم.
گره شد غنچه ها از اشک گلگون خار مژگان را
همینست از نهال آرزومندی بر دیده
هوش مصنوعی: غنچهها از اشکهای سرخ پر شدهاند و این حالت ناشی از گلهای زیبایی است که با خارهای مژگان در هم میآمیزند و به همین ترتیب، آرزوهای نهالگونه بر چشمانم نشستهاند.
براید آیت رحمت بفالم زان خط مشگین
چو بهر دیدن رویت گشایم دفتر دیده
هوش مصنوعی: بارش رحمت الهی بر من مستدام است، زیرا وقتی که لبخند زیبایت را میبینم، چشمانم را به روی خوشیهای زندگی میگشایم.
ز روی لطف اگر مانی قدم بر چشم مشتاقان
نثار مقدمت سازد فغانی گوهر دیده
هوش مصنوعی: اگر به ما نظر لطف داشته باشی و قدم بر چشم دلباختگان بگذاری، اشکهای شوق ما مانند جواهر و گوهر خواهد درخشید.