برگردان به زبان ساده
نخل قدت که از چمن جان برآمده
شاخ گلی بصورت انسان برآمده
هوش مصنوعی: قد بلند تو شبیه نخل است که از زمین سبز چمن روییده و گلی که به شکل انسان در آمده است.
از پای تا به سر همه جانست آن نهال
گویا ز آب چشمه ی حیوان برآمده
هوش مصنوعی: این درخت کوچک از بالای سر تا پایش پر از زندگی است و به نظر میرسد که از آب چشمهای سرشار از حیات روییده باشد.
اکنون تویی جمیل جهان گرچه پیش ازین
آوازه ی جمال ز کنعان برآمده
هوش مصنوعی: اکنون تو زیباترین موجود در جهان هستی، با اینکه قبل از این نیز زیباییات از سرزمین کنعان شهرت داشت.
در هر زمین که جلوه کنان رفته یی بناز
آه از نهاد کبک خرامان برآمده
هوش مصنوعی: هر جا که قدم گذاشتهای و زیباییات را به نمایش گذاشتهای، مصیبت و درد از دل کبکهای زیبایی که به آرامی حرکت میکنند، برآمده است.
دزدیده چون بشمع رخت کرده ام نظر
از دل هزار شعله ی پنهان برآمده
هوش مصنوعی: نگاهی به چهرهات مانند نوری در شب دارم و در دل من هزاران شعلهی پنهان روشن شده است.
مست از می شبانه مه من ز خواب ناز
با آفتاب دست و گریبان برآمده
هوش مصنوعی: شبی از شراب مست و سرخوش بودم، در حالی که ماه من در آسمان میدرخشید. ناگهان از خواب ناز بیدار شدم و با طلوع آفتاب درگیر شدم.
خون خورده ام که گشته میسر وصال دوست
بی درد را خیال که آسان برآمده
هوش مصنوعی: من به خاطر رسیدن به دوست، خیلی رنج کشیدهام و فکر میکنم که ارتباط با او کار آسانی به نظر میرسد، اما در واقع این چنین نیست و دردسرهای زیادی دارد.
در هر چمن که خوانده فغانی سرود عشق
افغان ز بلبلان خوش الحان برآمده
هوش مصنوعی: در هر باغ و چمنی که صدای عشق و فریاد خوشی به گوش میرسد، آواز بلبلان خوشنوا و زیبا به گوش میرسد.