برگردان به زبان ساده
نبیند از حیا هرگز کسی دامان پاک او
گواه دامن پاکست چشم شرمناک او
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند دامن پاک او را مشاهده کند، چون چشمهای شرمگین او شاهد بر پاکی دامن او هستند.
تنش در پیرهن بینند و رخسارش در آیینه
همین باشد صفای عاشقان سینه چاک او
هوش مصنوعی: آنها تن او را در پیراهن میبینند و چهرهاش را در آینه. این همان سادگی و پاکی خاطر عاشقان دیوانهاش است.
رقیب خیره پندارد که دارد پیش او قدری
نمی داند که آن بدخوی می خواهد هلاک او
هوش مصنوعی: رقیب تصور میکند که در مقابل او برتری دارد، اما نمیداند که آن شخص بدجنس قصد نابودیاش را دارد.
دلم تنگست بگذار ای معلم تا سخن گوید
که بردارد غباری از دلم تقریر پاک او
هوش مصنوعی: دل من به شدت دلتنگ است، بگذار تا من صحبت کنم و با کلماتم غباری از درونم را پاک کنم.
هلاک آن لبم تا کی دهد ساقی می تلخم
نه آب زندگانی می رود در جوی تاک او
هوش مصنوعی: چقدر زمان لازم است تا ساقی به من نوشیدنی تلخی بدهد؟ آیا آب زندهکننده زندگیام در حالی که در جوی تاک جاری است، از دست میرود؟
رسید آن ترک از گرد ره و من کشتهٔ رویش
کرا زهره ست کان سو بنگر از ترس و باک او
هوش مصنوعی: آن دلبر ترک به من نزدیک شد و من مجنون زیباییاش هستم. کسی جرأت ندارد به آن سو نگاه کند، چون از ترس و وحشت او میلرزد.
فغانی رخ متاب از آن کف پا گر دهد خاکت
که از آب حیات دیگران کم نیست خاک او
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تو زیبایی خودت را با این رفتار ندهی، بدان که خاک پای تو از آب حیات دیگران کمارزشتر نیست. پس نباید به خودت کمارزشی کنی.