برگردان به زبان ساده
بتی کز غایت خوبی زند با مهر و مه پهلو
به یک جا کی نهد با عاشقان رو سیه پهلو
هوش مصنوعی: بیتی که اشاره شده، بیانگر این است که زیبایی و خوبیهای یک معشوق که همراه با محبت و دلسوزی است، نمیتواند در کنار کسانی که در عشق دچار ناکامی و سیهروزی شدهاند، قرار گیرد. به عبارت دیگر، وجود این معشوق در کنار عاشقانی که از عشق ناراحت و غمگین هستند، غیرممکن به نظر میرسد.
چو غنچه آنکه شبها برگ گل در پیرهن دارد
چه غم دارد که من چون می نهم بر خاک ره پهلو
هوش مصنوعی: کسی که مانند غنچهای است و شبها برگ گل را در لباس خود میگذارد، نباید نگران باشد که من در کنار راه، روی زمین نشستهام.
به آزار دلم هر تار مو بر تن شود خاری
جدا زان شاخ گل شب چون نهم بر خوابگه پهلو
هوش مصنوعی: هر بار که به دل من آسیب میرسد، مانند این است که هر تار موی من به یک خار تبدیل میشود. وقتی شب میشود، مانند این است که من کناری از گلها بر روی تخت خوابم مینهم و به آرامی میخوابم.
تو ای نازک بدن از لاله و گل ساز جای خود
که می سوزد مرا از خاک گلخن ته بته پهلو
هوش مصنوعی: ای زیبا و لطیف مانند لاله و گل، جایگاه تو اینجاست؛ زیرا من از آرزو و عشق به تو در آتش تمناه میسوزم.
دلم از خنجر بیداد او پهلو تهی می کرد
کنون بر خاک ره دارد بجرم این گنه پهلو
هوش مصنوعی: دل من از ظلم و ستم او به شدت آسیب دیده است و حالا به خاطر این گناه، بر زمین افتاده است.
ز پهلوی من مجنون چه آسایش بود دل را
که بیند هر زمان از سنگ طفلانم سیه پهلو
هوش مصنوعی: مجنون از کنارش هیچ راحتی ندارد، زیرا هر بار که دلش به سنگینی و سختی بچهها نگاه میکند، دچار افسردگی و ناراحتی میشود.
دل صد پاره کندم چون فغانی از گل این باغ
نهادم بر گل محنتسرای خود چو کَه پهلو
هوش مصنوعی: دل را به هزار پاره کردم، زیرا فغانی که از این باغ زیبا برمیآید، بر زخمها و دردهای زندگیام قرار میگیرد، همانطور که دل به دنیای خودم نزدیک میشود.