برگردان به زبان ساده
هرگز نیافت برگ گلی عندلیب تو
ای غنچه ی شکفته فغان از رقیب تو
هوش مصنوعی: هرگز پرندهای مانند بلبل نتوانسته است بهاندازه تو زیبایی و بینظیری را تجربه کند، ای غنچهای که به شکوفایی رسیدهای. من به خاطر رقیب و حریف تو اندوهگین و نگران هستم.
تو شادمان بحسن و من از عشق داغ داغ
آتش قرین من شد و گلشد نصیب تو
هوش مصنوعی: تو از شادی و زیبایی خوشحالی، در حالی که من از عشق داغ و سوزانم. آتش عشق به من مربوط است و سرنوشت تو خوشبختی و گلهاست.
محبوب عالمی شده یی داغ بهر چیست
خود کیست ای چراغ محبان جبیب تو
هوش مصنوعی: محبوب جهانی شدهای، چه دلیلی برای این همه شور و شوق است؟ تو که چراغ راه عاشقان هستی، در حقیقت کیستی؟
شوقم یکی هزار شد از بوی دلکشت
بس داغ آرزو که کند تازه طیب تو
هوش مصنوعی: تمایل و اشتیاق من از بوی محبوبم به شدت افزایش یافته است و آرزوهای بسیاری که دارم، همگی به تازگی و طراوت تو مربوط میشود.
ای کار اهل شهر ز عشقت تمام راست
تا کی شکسته حال بماند غریب تو
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که کار و زندگی مردم شهر به کلی تغییر کند. اما تا چه زمانی حال و روز غریبهای چون من اینگونه خواهد ماند؟
می آید از علاج دلت بوی زندگی
دارد دم مسیح فغانی طبیب تو
هوش مصنوعی: بوی زندگی از درمان دلت به مشام میرسد؛ مانند نفسی که مسیح بر زندگان دمید، صدای پزشک تو به گوش میرسد.