برگردان به زبان ساده
چشم من از نظارهٔ آن زلف مشکبو
چون نافهٔ تریست که خون میچکد از او
هوش مصنوعی: چشمان من مانند زلفی خوشبوی نازک و مرطوب است که از آن خون میریزد.
یک قطره خون سوختهٔ خال گلرخیست
هر غنچهٔ بنفشه که بینم به طرف جو
هوش مصنوعی: هر غنچهٔ بنفشهای که میبینم، به یاد یک قطره خون سوختهٔ خال گلرخی میافتم.
خونابهای که میکشم از تیغ عشق تو
چون آب زندگی به گلو میرود فرو
هوش مصنوعی: از محبت تو، آنقدر عمیق و دردناک است که گویی جانم را میگیرد، اما این رنج برای من به مانند نوشیدن آب حیات است و از آن لذت میبرم.
خواهم چو گل سفینهٔ دل را ورق ورق
هر یک ورق به دست نگاری فرشتهخو
هوش مصنوعی: میخواهم مانند گل، دل خود را ورقورق کنم و هر ورق را به دست کسی زیبا و فرشتهنما بسپارم.
تو شاه بیت دفتر حسنی و معنیت
خلق جمیل و خوی خوش و صورت نکو
هوش مصنوعی: تو بهترین و زیباییترین نمونه در دفتر زیباشناسی هستی، و معنای تو، خلقی زیبا، اخلاقی نیکو و ظاهری دلنشین است.
هر نازکی که بود نهان در نقاب حسن
خالت نمود از شکن زلف مو به مو
هوش مصنوعی: هر زیبایی و نازکی که در چهرهات پنهان است، از طریق قوس و نرمی موهایت آشکار میشود.
لب بستهای فغانی و احباب مستمع
طوطی تویی درین شکرستان سخن بگو
هوش مصنوعی: دوست من، زبانت را بستهای و صحبت نمیکنی، در حالی که دوستانت مشتاقانه گوش میدهند. تو مانند طوطی در این باغ از شیرینی کلمات، حرف بزن.