برگردان به زبان ساده
تا کی دل از هوا شنود بوی پیرهن
پیش آی، کز قبا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: تا کی دل باید منتظر بماند و عطر پیراهنی را که به یاد عشق است، استشمام کند؟ بیا که از خودت بویی به مشام برسد، چرا که پیراهن در واقعیت، بویی از معشوق را به دل میآورد.
تنها درآ به خلوت عاشق که همچو شمع
میرد، گر از صبا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: تنها به خلوت عاشق بیا که مانند شمع با شنیدن بوی پیرهن از نسیم جانش را از دست میدهد.
بگذار ای بهار جوانی زکوة حسن
کاین پیر مبتلا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: ای بهار جوانی، اجازه بده تا زیباییهای تو را دیگران نیز تجربه کنند و از حسرت و مشکلات پیری دور شوند و عطر دلانگیز وجود تو را استشمام کنند.
دامن کشان گذشتی و برخاست رستخیز
یوسف کجاست، تا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: تو با حالتی سرشار از زیبایی و وقار از کنار ما رد شدی و این لحظه مانند قیامت و تلاطمی بزرگ به نظر میرسد. یوسف کجاست که بوی پیراهنش را بشنود؟
پیغام آشنا بدل آشنا رسد
بیگانه از کجا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: پیام دوست، به دل دوست میرسد. اما یک بیگانه چگونه میتواند بویی از پیراهن آندو استشمام کند؟
معنی یار اگر نشود همدم بشیر
مست لقا کجا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: اگر یار به همراهی انسان نیاید، فقط بشیر مست که به دیدار محبوب رفته، از کجا میتواند بوی پیراهن او را بشنود؟
خوش آندل و دماغ که از چند روزه راه
از غایت صفا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: خوشا با دل و روحی که پس از مدتی سفر، از شدت آرامش و صفا بوی عطر لباس را حس کند.
در وادی فراق فغانی ز عین قرب
از هر گل و گیا شنود بوی پیرهن
هوش مصنوعی: در مسیر جدایی، از نزدیکی به محبوب، به خاطر هر گل و گیاهی، بوی پیراهن او را میشنوم.