برگردان به زبان ساده
بیا بشیر و بکنعانیان سلام رسان
ز بزم وصل بیت الحزن پیام رسان
هوش مصنوعی: بیا و به دوستان شادخبر سلام بده و از جشن وصال پیام بیاورید، چون در این محفل غم نیز حضور دارد.
به آب دیده ی اختر شمار من یا رب
که آفتاب مرا بر کنار بام رسان
هوش مصنوعی: ای خدا، به اشک و غم من توجه کن؛ ای کاش که نور آفتاب مرا به بالای بام ببرد.
غریب و بی پر و بال آمدم بوادی عشق
بحق کعبه که خضری بدین مقام رسان
هوش مصنوعی: تنها و بدون هیچگونه حمایت یا آزادی به دنیای عشق پا گذاشتم، درست مانند مردی که به کعبه میرود و خضر او را به این مقام عالی میرساند.
درین جهان دو سه روزم بحال خویش گذار
ز صد هزار یکی ای فلک بکام رسان
هوش مصنوعی: در این دنیا که مدت زیادی نیست، به حال خود زندگی کن و از هر هزار نفر، یکی را به خواستهات برسان.
کریم مجلس ما سلسبیل می بخشد
قدم درون نه و خود را بیکدو جام رسان
هوش مصنوعی: در مجلس ما، کسی مهربان و بخشنده است که نوشیدنی خوشمزه و لذت بخشی به مهمانان میدهد. برو داخل و خودت را به آن لیوانی که به تو میدهند برسان.
روان روان بقدح ریز می که مخموریم
بکشت تشنه ی ما آب بی لجام رسان
هوش مصنوعی: نوشیدنی خوشمزه را در جام بریز و به ما بده که ما در حال مستی هستیم و به آب دمی نیاز داریم که سیرابمان کند.
چه ننگ و نام فغانی درآ به کوچه ی عشق
ز گریه سیل ببنیاد ننگ و نام رسان
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به وضعیتی احساسی و مملو از غم و احساسات شدید اشاره میکند. او از ننگ و شرمساریای صحبت میکند که به واسطه عشق در زندگیش به وجود آمده است. این ننگ و نام، مانند سیل و طغیانی از اشک و گریه بر سر او فرود آمده و نشاندهنده عمق احساساتش در مسیر عشق است. او به کوچه عشق قدم گذاشته و تحت تأثیر این احساسات شدید، دچار ناآرامی و زشتیهایی در درون خود شده است.