برگردان به زبان ساده
گردم بهوا رفت چه گلگون فرسست این
خون می کند و می رود آیا چه کسست این
هوش مصنوعی: به آسمان میروم و میبینم که چه زیبایی به گلها داده شده است. این خون که در وجودم جریان دارد، از من میریزد و میرود. آیا این چه کسی است که چنین حالتی را به من داده؟
بر دیده ی ما منتظران رخش مکن گرم
آهسته رو ای ترک نه رود ارسست این
هوش مصنوعی: ای محبوب، بر چشمان ما که منتظر تو هستند ننگر، به آرامی برو، ای ترک، که تو مانند رود ارس نیستی.
هر صبح فروزان تری از آه اسیران
برخور که هنوز از دل ما یکنفسست این
هوش مصنوعی: هر روز، شعلهای از درد و تپش دل کسانی که در بند هستند، بیشتر و بیشتر میتابد. هنوز هم این درد و تپش در دل ما وجود دارد و ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
نالان دل من نغمه ی داود نداند
آزاد کنیدش که نه مرغ قفسست این
هوش مصنوعی: دل من در حال ناله است و نمیتواند مانند نغمهی داود سرود بخواند. باید او را آزاد کنید، زیرا او مثل پرندهای در قفس نیست.
بر جام مراد دگران چشم چه داری
همت طلب ایدل همه را دسترسست این
هوش مصنوعی: به دیگران چه نگاهی داری وقتی خودت به هدف و آرزویت نمیرسی؟ همه میتوانند به خواستههای خود دست یابند.
هر مرغ درین باغ گلی دید و بهاری
ماییم و خزان کز دگران باز پسست این
هوش مصنوعی: هر پرندهای در این باغ گلی را میبیند و بهاری را تجربه میکند، اما ما در خزان هستیم که بازگشتی از دیگران است.
در خرمن خود بهر گلی بر زدی آتش
می سوز چه تدبیر فغانی هوسست این
هوش مصنوعی: در مزرعهات آتش زدی و گلهای زیبایت را سوزاندی؛ چه تدبیر بیفکری است که این امید و آرزو را به خطر انداختی!