برگردان به زبان ساده
ما ناکس و تو در پی بد گفتن اینچنین
تا کی خطای ما نپذیرفتن اینچنین
هوش مصنوعی: ما آدمهای بیاهمیتی هستیم و تو هم به دنبال بد گفتن ما هستی. تا کی میخواهیم اشتباهات یکدیگر را نادیده بگیریم؟
تا چند صلح و جنگ، چه داری بجان ما
خندیدن آنچنان و برآشفتن اینچنین
هوش مصنوعی: چه مدت باید درگیر صلح و جنگ باشیم؟ چرا باید اینقدر بیتفاوت نسبت به ما بخندی و اینگونه عصبانی شوی؟
مگذار در دلم گره ای گل چو آمدی
از چیست شرم کردن و نشکفتن اینچنین
هوش مصنوعی: وقتی که تو به دلم آمدی، نگذار که در دلم گرهای به وجود بیاید. چرا باید از باز کردن این گره و شکوفا شدن، شرم داشته باشیم و این گونه خود را پنهان کنیم؟
گاهی غبار از دل ما کم کن ای پسر
کاین خانه شد خراب زنا رفتن اینچنین
هوش مصنوعی: گاهی دل ما را از غبار و آلودگی پاک کن ای پسر، چرا که این خانه به خاطر رفتن ما به راه نادرست و ناپسند ویران شده است.
صد رخنه کرد در دل ما تلخ گفتنت
چابک کسی نشد بگهر سفتن اینچنین
هوش مصنوعی: گفتار تلخ تو به دل ما آسیبهای زیادی وارد کرده است، اما هیچکس برای حمایت و کمک به ما نیامد تا این درد را تخفیف دهد.
بسیار هم منال فغانی چه کافریست
با یار می کشیدن و بنهفتن اینچنین
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به انتقاد از کسی میپردازد که با وجود داشتن معشوق، به جای خوشگذرانی و لذت از زندگی، به غم و اندوه پرداخته است. او میگوید که پرداختن به این درد و حسرتها در حضور یار، بیمورد و نادرست است.