برگردان به زبان ساده
ساقی در آتشم، نظری در ایاغ کن
یعنی بیار مرهم و درمان داغ کن
هوش مصنوعی: ساقی، من در آتش عشق سوزانم، لطفاً نگاهی به من بینداز و به من کمکی بکن، یعنی مرهمی بیاور و درد و زخم من را درمان کن.
کشتی روانه ساز که باد مراد خاست
اختر دلیل شد طلب شبچراغ کن
هوش مصنوعی: کشتی را به حرکت درآور که باد مطلوب وزید، ستاره راهنما شد، حالا چراغ شب را جستجو کن.
آن گوهر مراد که از دیده غایبست
شاید که در کنار تو باشد سراغ کن
هوش مصنوعی: آن آرزوی با ارزشی که از دیدت پنهان است، ممکن است در کنارت باشد؛ پس به جستجوی آن بپرداز.
ای آنکه سنگ می فگنی بر سبوی ما
بستان پیاله یی و علاج دماغ کن
هوش مصنوعی: ای کسی که سنگ به سوی ما میزنی، یک پیاله بردار و حال ما را بهتر کن.
از جام لاله مستم و از بوی گل خراب
باور نمی کنی سخنم، گشت باغ کن
هوش مصنوعی: از جام لالهای که پر از شراب است مست شدهام و بوی گلها مرا سرشار از شوق کرده. شاید باور کنی که سخنانم جدی است، به باغ بیایید و این زیباییها را ببینید.
مردم در انتظار و همایی نشد شکار
ای چرخ استخوان مرا پیش زاغ کن
هوش مصنوعی: مردم در انتظارند و هیچ موفقیتی نصیبشان نشده است؛ ای گردونه، استخوان مرا به دست زاغ بده تا در این وضعیت قرار نگیریم.
در بزم عیش نیست فغانی دگر قرار
می زور کرد روی بکنج فراغ کن
هوش مصنوعی: در میهمانی شادی و خوشگذرانی صدایی از ناله و فغان وجود ندارد. حالا که وقت خوشی است، بیمقدمه و عذری به دور و بر نگاه کن و از زندگی لذت ببر.