برگردان به زبان ساده
مه من چند یار ارجمندان می توان بودن
دمی هم بر مراد دردمندان می توان بودن
هوش مصنوعی: ای ماهی، تکیه بر دوستان گرامی چه مدت میتوانی داشته باشی؟ آیا میتوانی برای لحظهای هم که شده آرزوی رنجدیدگان را برآورده کنی؟
بروی بلبلی گر بشکفد گل می کند کاری
چه شد باری بر روی خار خندان می توان بودن
هوش مصنوعی: اگر گلی بشکفد، بلبلی بر روی آن مینشیند و کاری نمیکند، ولی باز هم میتواند بر روی خارها با لبخند زندگی کند.
ز محبوبان سیم اندام خوش باشد زبان نرمی
وگرنه خود بدل سختی چو سندان می توان بودن
هوش مصنوعی: محبوبان با زیبایی و نرمی زبان، دلها را نرم و خوش میکنند، اما اگر این نرمی نباشد، دلها میتوانند به سختی و سنگینی بدل شوند، مانند سندان.
شرابی گر نمی بخشی بگفت تلخ خرسندم
نه هر وقتی حریف آبدندان می توان بودن
هوش مصنوعی: اگر شرابی به من نمیدهی، باید بگویم که با هر تلخی خوشحالم. نه همیشه میتوان با دوستی که در به دست آوردن لذتهای زندگی کمکی نمیکند بود.
پسند خاطر خوبی نگشتم گرچه جان دادم
عجب گر با چنین مشکل پسندان می توان بودن
هوش مصنوعی: من با وجود اینکه جانم را فدای خواستهام کردهام، نتوانستهام به دلخواه افرادی که مشکلپسند هستند، برسم. جای شگفتی دارد که با چنین مردم سختگیر و انتقادگری بتوان زندگی کرد.
چه جای عقل و صبر و هوش اگر اینست رعنایی
فدای راه این بالا بلندان می توان بودن
هوش مصنوعی: در این دنیا چه اهمیتی دارد که انسان عاقل، صبور و باهوش باشد، وقتی که زیبایی و جذابیت فردی فدای راه کسانی میشود که در ارتفاعات بلند قرار دارند؟
مصاحب نیستی بگذر فغانی از می و مجلس
برون در طفیل تیغ بندان می توان بودن
هوش مصنوعی: اگر با کسی نیستی که همدلی و همصحبتی کند، پس از شادی و میگساری بگذر و خود را در جمعی از خوشیها محصور نکن. در دل این زندگی، میتوان به همراه تنگناها و محدودیتها هم زندگی کرد.