برگردان به زبان ساده
مردم و خود را زغمهای جهان کردم خلاص
خلق عالم را ز فریاد و فغان کردم خلاص
هوش مصنوعی: من از غمها و مشکلات زندگی آزاد شدم و توانستم دیگران را نیز از رویدادهای دردناک و سر و صداهای حاکم بر جهان رهایی بخشم.
در غم عشق جوانی می شنیدم پند پیر
خویشتن را از غم پیر و جوان کردم خلاص
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، وقتی در غم عشق بودم، نصیحتهای یک پیر را گوش میدادم. اما حالا از غم جوانی و پیری رها شدهام.
خوش زمانی دست داد از عالم مستی مرا
کز دو عالم خویشرا در یکزمان کردم خلاص
هوش مصنوعی: زمان خوشی پیش آمد و من از حالت مستی احساس کردم که از هر دو دنیا به یک باره رها شدم.
بر سر بازار دی می گفتم از سودای عشق
مردمان را از غم سود و زیان کردم خلاص
هوش مصنوعی: در بازار دی، به دیگران میگفتم که عشق چقدر شگفتانگیز است و آنها را از نگرانیهای مالی و مشکلاتی که دارند، رها میکردم.
گفتمش آخر فغانی را ز هجران سوختی
گفت او را از عذاب جاودان کردم خلاص
هوش مصنوعی: به او گفتم که آخر چرا فریاد زدی و از دوری کسی به شدت رنج میبری؟ او پاسخ داد که من از عذاب ابدی نجات یافتم.