برگردان به زبان ساده
هلاک جانم از آن خط دلکشست هنوز
اگر چه سبزه ی سیراب شد خوشست هنوز
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی دلکش او جانم را به خطر انداخته، اما هنوز هم سبزههایی که آب خوردهاند زیبا و دلپذیر به نظر میرسند.
فدای آن گل رویم که دستزد نشدست
خراب آن می لعلم که بیغشست هنوز
هوش مصنوعی: من جانم را فدای آن گلی میکنم که به دست کسی آسيب نرسیده است و خراب آن شرابی که هنوز خالص و ناب باقی مانده.
بگرد آینه اش خط سبز دایره ییست
ولی ز آه دل ما مشوشست هنوز
هوش مصنوعی: در آینه خطی گرد و سبز مشاهده میشود، اما هنوز دلنگرانی و درد ما را تحت تأثیر قرار داده است.
ز شوق آن لب میگون و خط زنگاری
بخون سفینه ی دلها منقشست هنوز
هوش مصنوعی: از عشق آن لب زیبا و خطی که به رنگ زنگار است، تصویر دلهای ما هنوز بر دل حک شده است.
نمیرود ز دلم لعل یار و خنده ی جام
کجاست باده که نعلم در آتشست هنوز
هوش مصنوعی: دل من از یاد لبان یار و خندهی خوش او خالی نمیشود. نوشیدنی کجاست که همچنان در دل من آتش افکنده است؟
گسسته رشته ی جانم هزار بار ز ناز
بنیم بوسه دلم در کشاکشست هنوز
هوش مصنوعی: جان من بارها و بارها از عشق و ناز از هم گسسته شده، اما دل من هنوز در کشمکش با این احساسات است.
دلا پی نی تیرش ز گوش پنبه برآر
که آنچه می شنوی بانگ ترکشست هنوز
هوش مصنوعی: ای دل! گوشهایت را از پنبه خالی کن و صدای تیر را بشنو، زیرا هرچه میشنوی تنها صدای دور شدن اوست و هنوز به تو نرسیده است.
فغان گوشه نشینان ز گوش ابر گذشت
سوار من چو مه نو بر ابر شست هنوز
هوش مصنوعی: آه و نالهی کسانی که در گوشهنشینی به سر میبرند، به گوش ابرها رسید. سوار من، مانند ماه نو، بر روی ابرها در حال شستشو و پاکی است.
سپید ساخت فغانی ز غصه موی سیاه
دلش اسیر جوانان مهوشست هنوز
هوش مصنوعی: از درد و اندوه، صدایی بلند بلند کرده و موهای سیاهش را سفید کرده است. دلش هنوز به جوانان زیبا و فریبنده وابسته است.