برگردان به زبان ساده
شکر خدا که با من بیدل نشست یار
می خورد و بی حجاب بمحفل نشست یار
هوش مصنوعی: خدا را شکر که محبوب من در کنارم نشسته است، در حالی که در جمع به راحتی نوشیدنی مینوشد و خود را در معرض دید دیگران قرار داده است.
منعم نه آگهست که با بینوای شهر
آمد بدرد نوشی و بر گل نشست یار
هوش مصنوعی: شخصی که در نعمت و رفاه زندگی میکند، خبر ندارد که کسی که در فقر و نیاز به سر میبرد، برای تسکین دردش با او آمده است و در کنار دوستان و عزیزان خودش به شادابی و آرامش میپردازد.
در بزم عیش و گوشه ی غم با وجود ناز
با دردمند خویش مقابل نشست یار
هوش مصنوعی: در مراسم شادی و همچنین در لحظات غم، معشوق با وجود زیبایی و نازش، در کنار دردکشیدگان نشسته است.
آندم بسرغیب رسیدم که چون پری
از راه دیده آمد و بر دل نشست یار
هوش مصنوعی: در آن لحظه که با کمک اتفاقات ناگهانی به جایی رسیدم، مانند پرندهای که به آرامی از راه میرسد و بر دل نشسته، یارم به من نزدیک شد.
اکنون روم ز جای، که از غایت وفا
دستم بدوش کرده حمایل نشست یار
هوش مصنوعی: حالا میخواهم از اینجا بروم، چرا که به خاطر وفاداری و عشق، دست یار بر دوش من قرار گرفته و حمایت میکند.
یک یک بزیر چشم، حریفان خود شناخت
یاور مکن که از همه غافل نشست یار
هوش مصنوعی: هر کس باید با دقت حریفان و دشمنان خود را بشناسد و نه به حال آنها بیتوجه باشد، چرا که در پس سکوت و غفلت، ممکن است یاری پنهان وجود داشته باشد.
خرسند شد فغانی مهجور عاقبت
با این غریب سوخته منزل نشست یار
هوش مصنوعی: با این غریب سوخته که در انتظار یارش بود، بالاخره خوشحال شد و به آرامش رسید.