برگردان به زبان ساده
گر تلخ شدی سوز تو از سینه کجا شد
شیرینی درد از دل بی کینه کجا شد
هوش مصنوعی: اگر احساس تلخی و درد به دل میزنی، چرا آن شیرینی و لذتی که در دل بیکینهای وجود دارد، از بین رفته است؟
شب یار و سحر دشمن جان این چه وفاییست
خاصیت نقل و می دوشینه کجا شد
هوش مصنوعی: در شب، یار همراه است و صبح، دشمن جان و این چه نوع وفایی است؟ ویژگی شراب و نقل کجا رفته است؟
از لخت کباب دل ما زود شدی سیر
حق نمک صحبت دیرینه کجا شد
هوش مصنوعی: دل ما به سرعت از طعم لذیذ کباب سیر شد، اما حق صحبتهای قدیمی و دوستی که داشتیم کجا رفت؟
عاشق نشود تیره بیک آه ز مجنون
نور و خرد طبع چو آیینه کجا شد
هوش مصنوعی: عاشق نمیشود کسی که دلش تیره و تار است. از مجنون نور و خردی که طبع او مانند آیینه باشد، کجا رفته است؟
مهر در گنجینه ی دل بود وفایت
آن مهر وفا از در گنجینه کجا شد
هوش مصنوعی: عشق و محبت در دل من وجود داشت، اما وفاداری آن عشق و محبت از کجا رفته است و چرا دیگر در دل من نیست؟
هر چند بود سوختنی دلق فغانی
آخر ادب خرقه ی پشمینه کجا شد
هوش مصنوعی: هرچند که دلق و جامهای فانی و زودگذر است، اما ادب و آداب را نباید فراموش کرد؛ پس این پوشش پشمینی چه سرنوشتی دارد؟