برگردان به زبان ساده
نوروز علم برزد و گل در چمن آمد
خورشید سفر کرده ی من در وطن آمد
هوش مصنوعی: نوروز، روزی است که دانش و علم آغاز میشود و گلها در باغها شکوفا میشوند. خورشید که مدتی در سفر بوده، اکنون به خانه برگشته است.
مرغی که ز هجران گلی داشت ملالی
در باغ بنظاره سرو چمن آمد
هوش مصنوعی: پرندهای که به خاطر دوری از گل ناراحت بود، به باغ آمد تا سرو و چمن را تماشا کند.
گل باز رسید از سفر و سرو ز گلگشت
پیمانه بیارید که پیمان شکن آمد
هوش مصنوعی: گل از سفر برگشت و سرو نیز از گلزار آمد. بیا پیمانه بیاورید که عهدشکن برگشت.
یعقوب جوان شد ز صبا من شدم آتش
آن بوی دگر بود کزان پیرهن آمد
هوش مصنوعی: یعقوب جوان شد و من با نسیم آن عطر آتشین شدم؛ بویی که از پیراهن او برخاست، بویی دیگر بود.
همراه صبا بوی مسیحا نفسی بود
زان بوی دل مرده ی من با سخن آمد
هوش مصنوعی: نسیم صبا همراه بوی خوشی به من منتقل کرد که از آن بوی روحبخش، دل مردهام زنده شد و با حرفهایم جان گرفت.
در عشق دمی زندگی آرد دو جهان غم
آفت نه همان بود که بر کوهکن آمد
هوش مصنوعی: در محبت، لحظهای زندگی به وجود میآورد که در آن، غم و اندوه از دو جهان دور میشود. این حالتی که به انسان دست میدهد، همانند حالتی نیست که بر فردی که در کوه زندگی میکند، اتفاق میافتد.
آشفته چنان نیستم از غم که بدانم
کز شاخ چه گل سر زد و چون نسترن آمد
هوش مصنوعی: من به قدری درگیر غم و اندوه هستم که حتی نمیدانم از کجا چه گلهایی شکفته شده و چه زیباییهایی در حال ظهور است.
سرمست رسید از ره و خوبان بنظاره
گشتند سراسیمه که هان پیلتن آمد
هوش مصنوعی: با خوشحالی و شوق، افرادی که در حال تماشای زیبا رویان بودند، متوجه شدند که قهرمانشان به آنها نزدیک شده است و همه با نگرانی و جنبوجوش به سمت او برگشتند.
خاموش نشد از سخن عشق فغانی
هرچند که سنگ ستمش بر دهن آمد
هوش مصنوعی: عشق همیشه در دل ما زنده است و صدای آن خاموش نمیشود، حتی اگر مشکلات و ظلمها در برابر ما قرار بگیرند و ما نتوانیم صحبت کنیم.