برگردان به زبان ساده
التفات چشم آن مشکینغزالم میکشد
مردمیها میکند کز انفعالم میکشد
هوش مصنوعی: نگاه چشم آن معشوق زیبا، مرا به خود جلب میکند و عشق و شوقی را در دلهای مردم ایجاد میکند که از تأثیر آن، من نیز تحتتأثیر قرار میگیرم.
گرچه آزادم ز قید دانه و دام هوس
شوق دام و دانهٔ آن زلف و خالم میکشد
هوش مصنوعی: هرچند از بند و قید آرزوها رها هستم، اما جذابیت و زیبایی آن موها و چهرهات مرا به سمت خود میکشد.
من نمینالم ز اندوه شب هجران ولی
هر نفس اندیشهٔ روز وصالم میکشد
هوش مصنوعی: من از غم شب جدایی شکایت نمیکنم، اما هر لحظه به یاد روزی که با هم بودیم، دلم را میفشارد.
چون خرامان میرود سَروَش به گلگشت چمن
شیوهٔ رفتار آن نازکنهالم میکشد
هوش مصنوعی: وقتی که سرو زیبایش با ناز در گلستان قدم میزند، روش و رفتار آن جوان نازکهیکل را تحت تأثیر خود قرار میدهد و از او پیروی میکند.
تاب دیدارش ندارد دیدهٔ حیران من
ور نظر میبندم از رویش خیالم میکشد
هوش مصنوعی: چشمان حیران من قادر به تحمل دیدن او نیستند، و وقتی هم که چشمانم را میبندم، خیال او همچنان مرا رها نمیکند و در ذهنم میماند.
باز میپرسی که خونت را که میریزد به ناز
نازنین من چه گویم کاین سؤالم میکشد
هوش مصنوعی: دوباره از من میپرسی که وقتی خونت را میریزند، درباره زیبای من چه بگویم؟ اما این سؤال خودم را از پای در میآورد.
پیر گشتم چون فغانی در ره عشق و هنوز
آرزوی دیدن آن خردسالم میکشد
هوش مصنوعی: من سالهاست در مسیر عشق به پیری رسیدهام، اما هنوز هم آرزوی دیدن آن کودک درونم را دارم.