برگردان به زبان ساده
گه به لطفم مینوازد گه به نازم میکشد
زنده میسازد مرا آن شوخ و بازم میکشد
هوش مصنوعی: گاهی با محبت و نرمی با من رفتار میکند و گاهی با زیادهروی و به طعنه میکشد. آن موجود بازیگوش، مرا زنده میکند و دوباره با رفتار خودم را میکشد.
نازنین من کجایی وه که در راه امید
دیدهٔ محروم، از اشک نیازم میکشد
هوش مصنوعی: محبوب من کجایی؟ در حالی که چشمان ناامیدم از اشکهایی که برای رسیدن به تو میریزم، پر شدهاند.
گر نگریم میشود خونابها در دل گره
ور بگریم خندهٔ آن عشوهسازم میکشد
هوش مصنوعی: اگر نگریم و احساساتی در دل پنهان کنیم، به درد و اندوه دچار میشویم. اما اگر اشک بریزیم و افکارم را بیان کنم، آن محبت و زیبایی که از محبوب میبینم، دوباره مرا به زندگی بر میگرداند و شاداب میکند.
هرشب از افسانهٔ غم گیردم خواب اجل
آخر این افسانهٔ دور و درازم میکشد
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر قصهای غمانگیز به خواب میروم و احساس میکنم که این داستان طولانی و پر از درد، مرا به سوی پایان میکشاند.
گر نمیبینم دمی روی تو ای چشم و چراغ
گریهٔ جانسوز و آه جانگدازم میکشد
هوش مصنوعی: اگر لحظهای نتوانم چهره تو را ببینم، ای نور چشم و زندگیام، گریهای سوزناک و آهی دلخراش مرا میکشد.
در غمش چون میشوم با نالهٔ نی همنفس
دلنوازیهای آن مسکیننوازم میکشد
هوش مصنوعی: وقتی در غم او فرو میروم، صدای نی را با نالهاش میشنوم که مرا به یاد لطافتها و نوازشهای آن انسان بینوا میاندازد.
چون فغانی هر نفس میسوزم از داغ نهان
گر کشم آهی ز دل افشای رازم میکشد
هوش مصنوعی: هر لحظه مثل فغانی در درونم میسوزم از دردی که پنهان دارم. اگر از قلبم آگاهی را بیرون بکشید، راز در درونم آشکار میشود.