برگردان به زبان ساده
تا چند بافسون جهان بند توان بود
مردیم، درین کهنه سرا چند توان بود
هوش مصنوعی: چقدر میتوان به زیباییهای دنیا دل بست و از روح خود دور شد؟ در این دنیای قدیمی، چه مدت میتوان به این زندگی ادامه داد؟
شد نقش من از تخته ی گل، چند شب و روز
گریان پی خوبان شکر خند توان بود
هوش مصنوعی: تصویر من از گل ساخته شده، ولی چند شب و روز در غم خوبان اشک ریختهام و آیا میتوانم همچنان لبخند بزنم؟
حیفست که رنجی نبرد بنده ی مقبل
امروز که مقبول خداوند توان بود
هوش مصنوعی: این ویرانهی زندگانی به این سادگیها نباید گذشت. شایسته نیست که فردی که حالا مورد توجه خداوند قرار گرفته، زحمتی نکشد و تلاش نکند.
بی صورت شیرین و لب لعل توان زیست
بی چاشنی گلشکر و قند توان بود
هوش مصنوعی: زندگی بدون زیباییها و لذتهای شیرین ممکن نیست. اگر کسی بدون چهرهی زیبا و لبهای دلنشین باشد، و بیبرکت چاشنیهای خوشطعم مثل گلابی و قند، چگونه میتواند به زندگی ادامه دهد؟
زنجیر بیارید که سر رشته شد از دست
عاشق نه چنانم که خردمند توان بود
هوش مصنوعی: زنجیر بیاورید، زیرا سر رشته کار از دست عاشق خارج شده است. من به گونهای نیستم که مانند دانایان بتوانم اوضاع را کنترل کنم.
در حسن وفا کوش که گر عهد درستست
صد سال بیک وعده و سوگند توان بود
هوش مصنوعی: سعی کن در کارهای خود وفادار و باوفا باش، چون اگر عهد و پیمان تو درست باشد، میتوان در طول صد سال تنها بر اساس یک وعده و قسم زندگی کرد.
ماییم و همین زمزمه ی عشق فغانی
پیداست که دیگر بچه خرسند بود
هوش مصنوعی: ما در حال و هوای عشق هستیم و صدای شور و شوقی در دل داریم که دیگر کسی در این میان خوشحال و خرسند است.