برگردان به زبان ساده
نسوزیم که گل این چراغ می ماند
غبار می رود از پیش و داغ می ماند
هوش مصنوعی: نترسید که با گذشت زمان، زیبایی و نور این یادگار باقی خواهد ماند، در حالی که مشکلات و ناراحتیها از بین میروند، اما اثرات و نشانههای خوبی که داشتهایم، همچنان باقی خواهد ماند.
چو از قبای خودم نکهتی نمی بخشی
مگو که این سخنم در دماغ می ماند
هوش مصنوعی: اگر از زیبایی و جذابیت خودم چیزی به تو نمیدهم، دیگر نمیتوانی بگویی که من در دل خودم چیزی نگه داشتهام.
زهی صفای بناگوش و قطره های عرق
که هر یکی بدر شبچراغ می ماند
هوش مصنوعی: به چه زیبایی، زیبایی گوش و قطرات عرق که هر کدام مانند شعلههای چراغ در تاریکی میدرخشند.
چمن شکفت عجب دارم از مهندس شهر
که صوفیانه بکنج فراغ می ماند
هوش مصنوعی: چمن به زیبایی شکفته است و من متعجبم از اینکه مهندس شهر چگونه میتواند در کنار کارهای بزرگ، لحظاتی آرام و دنیای روحانی خود را پیدا کند.
فسانه ی تر احباب و قول باطل خصم
بجلوه کردن سیمرغ و زاغ می ماند
هوش مصنوعی: قصهها و سخنان دروغ دشمنان مانند نمایش دادن سیمرغ و زاغ میماند، که هر دو از نظر ظاهر متفاوتند، اما حقیقتاً دروغین هستند.
خوش آن حریف که چون سر نهد بپای قدح
ز باده اش قدری در ایاغ می ماند
هوش مصنوعی: خوشا آن کسی که وقتی سر خود را به پای لیوان میگذارد، مقداری از شراب در آن باقی میماند.
چنان شدست فغانی ز بوی باده و گل
که شب بیاد تو در کنج باغ می ماند
هوش مصنوعی: صدای دلنواز و خوشی از عطر شراب و گل به وجود آمده است، به طوری که شب به یاد تو در گوشهای از باغ میماند.