برگردان به زبان ساده
گر آن خورشید روزی بر سر من سایه اندازد
رقیبش همچو ابری آید و روزم سیه سازد
هوش مصنوعی: اگر روزی آن خورشید به من نیکویی کند و سایهاش بر سرم بیفتد، رقیبش همچون یک ابر خواهد آمد و روز من را تیره و تار خواهد کرد.
گرفتارم بدست نازنینی کز هوای خود
مرا چون زارتر بیند بخوبی بیشتر نازد
هوش مصنوعی: من در دام محبوبی گرفتار شدهام که اگر مرا چون زار و نزار ببیند، باز هم بیشتر مرا مورد نوازش و محبت قرار میدهد.
چنان خوبی که گر آیی میان مجلس خوبان
زهر جانب پریرویی بر خسارت نظر بازد
هوش مصنوعی: اگر تو به میان جمع خوبان بیایی، آنچنان زیبا هستی که حتی زهر جانب پریرویی را نیز بر خسارت نمینگری.
رقیب از محرمی گر شمع بالینت شود شبها
گمارم آه گرم خود برو چندانکه بگدازد
هوش مصنوعی: اگر رقیب، دوستانه و با محبت، کنار تو قرار بگیرد، شبها آههای داغ و سوزانم را بر تو نازل میکنم تا اینکه به قدری گرم شود که همه چیز را بسوزاند.
بغیر از خاک پایش ای فغانی گر کشی سرمه
سرشک از دیده بیرون آید و رویت سیه سازد
هوش مصنوعی: اگر غیر از خاک پای او را بخواهی، ای فغانزا، اگر اشک از چشمانم بریزد، چهرهات را سیاه خواهد کرد.