برگردان به زبان ساده
بگذشت از غرور و عتابش کسی ندید
پوشیده شد چنانکه نقابش کسی ندید
هوش مصنوعی: کسی از خشم و تکبر او عبور کرد و هیچ کس متوجه نشد که او چقدر پنهان شده است، مانند اینکه نقاب بر چهرهاش بیفتد و کسی او را نبیند.
منظور هیچ مست نشد نرگس و گلش
هرگز میان بزم شرابش کسی ندید
هوش مصنوعی: در مجالس پر از شراب و شادی، هیچ کسی لرزش عواطف و زیبایی نرگس و گل را مشاهده نکرد.
آب حیات بود و لبی تر نشد ازو
گل داشت سالها و گلابش کسی ندید
هوش مصنوعی: آب حیات وجود داشت، ولی هیچ کسی لبش را تر نکرد. سالها گل زیبایی داشت، اما کسی بوی خوشش را استشمام نکرد.
بیرون نرفت و خلق جهانند عاشقش
عالم گرفت و پا برکابش کسی ندید
هوش مصنوعی: او از خانه بیرون نرفت، اما همه انسانها به عشق او گرفتارند. جهان به عشق او دچار شده، ولی هیچکس پای او را نمیبیند.
هر شب در آرزوی وصالش که کیمیاست
خفتند صد هزار و بخوابش کسی ندید
هوش مصنوعی: هر شب، صدها هزار نفر به خواب میروند و در خیال دیدن محبوبشان که بسیار ارزشمند و نادر است، سر میبرند، اما هیچکس نمیتواند او را ببیند.
یا رب چگونه داشت چو گل، تازه عالمی
آن چشمه ی حیات که آبش کسی ندید
هوش مصنوعی: ای پروردگار، چگونه ممکن است که عالمی مانند گل، تازه و سرزنده باشد، در حالی که آن چشمه حیات که آبش دیده نمیشود؟
آهی نهان کشید فغانی و جان سپرد
رفت آنچنان که هیچ عذابش کسی ندید
هوش مصنوعی: او به آرامی نالهای را از دلش خارج کرد و جانش را惜 کرد و رفت، بهگونهای که هیچکس ندانست که او دچار عذاب بود.