برگردان به زبان ساده
زبان به وصف جمال تو برنمیآید
که خوبی تو به تقریر در نمیآید
هوش مصنوعی: زبان نمیتواند زیباییهای تو را به درستی توصیف کند، زیرا خوبیهایت فراتر از آن است که با کلمات بیان شود.
هزار صورت اگر میکشد مصوّر صُنع
یکی ز شکل تو مطبوعتر نمیآید
هوش مصنوعی: هرچند نقاش میتواند هزاران شکل و صورت بکشید، اما هیچکدام از آنها به زیبایی و خوشفرمی تو نخواهد بود.
چه وصف جلوهٔ گلهای ناشکفته کنم
چو غیر حسن توام در نظر نمیآید
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم زیبایی گلهای هنوز شکفته نشده را توصیف کنم، در حالی که در چشم من هیچ چیزی به جز زیبایی تو دیده نمیشود؟
بر آن سرم که به سر وقت کشتنم آیی
دریغ و درد که عمرم به سر نمیآید
هوش مصنوعی: میخواهم به آن روزی برسم که تو برای کشتن من بیایی، اما افسوس و حسرت که عمرم همچنان ادامه دارد و به پایان نمیرسد.
که میرود به تماشای آن خجستهجمال
که از نظارهٔ او بیخبر نمیآید
هوش مصنوعی: کسی که به تماشای زیبایی دلانگیز میرود، غافل از این است که با دیدن او، دیگر به دنیا و اطرافش توجهی ندارد.
ز آب دیدهٔ حیران خویش در عجبم
که بینشانهٔ خونِ جگر نمیآید
هوش مصنوعی: از اشکهای گمگشتهام متعجبم که چگونه بدون علامت و نشانهای از درد درونم، نمیتوانم خود را نشان دهم.
نشان او ز که پرسد فغانی حیران
که هر که رفت به کویش دگر نمیآید
هوش مصنوعی: هر کسی که به کوی او برود و آنجا را تجربه کند، دیگر هیچ وقت به عقب برنمیگردد و نمیتواند از این عشق و حال خوش و حالتی که در آنجا دارد، دست بکشد. پس هر کسی که بخواهد نشانهای از او پیدا کند، باید از دیگران بپرسد و حیران بماند که چرا کسی که وارد آن جهان شده، دیگر به دنیای قبلی خود باز نمیگردد.