برگردان به زبان ساده
هرگز برخت سیر نگاهی نتوان کرد
وز بیم کسان پیش تو آهی نتوان کرد
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم به چهرهات به آرامی نگاه کنم و از ترس دیگران نمیتوانم در مقابل تو آهی بکشیم.
روزی که بنادیدن رویت گذرانم
شرح غم آن روز بماهی نتوان کرد
هوش مصنوعی: روزی که به دیدن روی تو مینشینم، دیگر نمیتوانم غم آن روز را برای ماهیها توضیح دهم.
خنجر مفگن بر من و خلقی مکش از رشک
از بهر یکی قصد سپاهی نتوان کرد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من به خاطر حسادت و کینهای که از دیگران دارم، به کسی آسیب نزن و نگذار از من خنجر زدن به دیگران برداشت کنند. به خاطر یکی (شخصی خاص) نمیتوان ارتش و نیرویی شکل داد.
سودی نبود زین همه افسون محبت
چون در دل سنگین تو راهی نتوان کرد
هوش مصنوعی: محبت و جذابیت این دنیا برای تو هیچ فایدهای ندارد، چون قلبت آنچنان سخت و سنگین است که نمیتوان آن را تحت تأثیر قرار داد.
ای شاخ گل از سایه ی لطف تو چه حاصل
گر تربیت برگ گیاهی نتوان کرد
هوش مصنوعی: ای گل زیبای من، از محبت تو چه نتیجهای حاصل شده است، وقتی که نمیتوانم حتی یک برگ از گیاه را به درستی پرورش دهم؟
چون جا دهدت در دل پر درد فغانی
محنتکده را منزل شاهی نتوان کرد
هوش مصنوعی: وقتی که دل تو پر از درد و غم باشد، نمیتوانی جای راحت و خوشی را در آن احساس کنی. زندگی در محلی که پر از رنج و محنت است، نمیتواند به زندگی شاهانه و خوشایندی تبدیل شود.