برگردان به زبان ساده
سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
نیازمندی من دید و سر بناز کشید
هوش مصنوعی: آن شخص با افتخار و زیبایی خود، از من که در طلب او هستم، سر بلند کرد و زمانی که نیاز من را مشاهده کرد، با ناز و لحن شکوهمند به من نگریست.
بیک نگاه نهان می توان تلافی کرد
هر آن ستم که دل از چشم فتنه ساز کشید
هوش مصنوعی: با یک نگاه پنهانی میتوان به تمامی ستمهایی که دل از چشم فریبندهای متحمل شده، پاسخ داد.
خوش آن کرشمه و جولان که بر سرم از ناز
عنان توسن سرکش فگند و باز کشید
هوش مصنوعی: زیبایی و ناز تو باعث میشود که نفسام به تلاطم بیفتد و احساس شعف و شوقی عمیق در من بوجود آورد. تو مانند اسبی سرکش هستی که با جلب توجه و حرکات ناز سبک خود، مرا به هیجان میآوری و همچنان که این احساس وجودم را پر کرده، نمیتوانم از آن چشم بپوشم.
کجاست روز وصالش که تا شود کوته
فسانه ی شب هجران که بس دراز کشید
هوش مصنوعی: کجا رفته روزی که در آن دیدار کند؟ تا اینکه داستان طولانی شب جدایی کوتاه شود، چرا که این شب مدت زیادی طول کشیده است.
ز ناز سرو قدان بی نیاز گشت دلی
که سر گرانی آن شوخ دلنواز کشید
هوش مصنوعی: دل بینیاز و سبکبار شد از زیباییهای قد بالای محبوبان، که آنها به راحتی و با چشمان دلفریبشان دلها را میربایند.
جمال دولت محمود زینت آندم یافت
که بار سلسله ی طره ی ایاز کشید
هوش مصنوعی: زیبایی و جلال حکومت محمود در آن لحظه به اوج خود رسید که ایاز بار سنگین زلف او را به دوش کشید.
رسد بمقدمت ای سرو ناز مشتاقی
که نقد جان برهت از سر نیاز کشید
هوش مصنوعی: به نزد تو میآیم، ای سرو زیبا و دلربا، کسی که با تمام وجودم مشتاق دیدارت هستم و جانم را با عشق و نیاز نثارت میکنم.
چو زر گداخت فغانی تمام هستی خود
دمی که از غم دل آه جانگداز کشید
هوش مصنوعی: وقتی که درد دل به اوج میرسد، تمام وجودم را به مانند طلا در کورهای از احساسات میسوزاند و در آن لحظه، آهی جانسوز از دلم میکشم.