برگردان به زبان ساده
چکند دل که بدوران غمت خون نخورد
می دهد خون جگر سوخته اش چون نخورد
هوش مصنوعی: دل در دوران غم تو چقدر رنج میبرد، اما نمیتواند خون گریه کند. حالا که این درد را تحمل کرده و جگرش سوخته، چه فایدهای دارد که هنوز نتوانسته است راحتی پیدا کند؟
می خورد خون دلم غنچه ی لعل تو چنان
که بدان میل کسی باده ی گلگون نخورد
هوش مصنوعی: غنچهی زیبای تو به گونهای قلب مرا میخورد که هیچکس به آن شوق و اشتیاق، شراب قرمز رنگ را نمینوشد.
تشنه ی باده ی لعلت ز کف خضر و مسیح
دم آبی به صد افسانه و افسون نخورد
هوش مصنوعی: تشنگی من به خاطر شراب زیبای تو به قدری است که حتی آب خضر و مسیح هم نتوانسته مرا سیراب کند، چرا که آنها هم تنها در افسانهها و قصهها وجود دارند.
می برد مستی می عشوه ی چشمت ز سرم
ورنه در دور تو کس می زمن افزون نخورد
هوش مصنوعی: مستی و شیطنت چشمان تو مرا از خود بیخود کرده است، وگرنه هیچکس در این دور و بر نمیتواند به اندازهی من به تو نزدیک شود.
آتشی می رسد از منزل لیلی بشتاب
چاره یی نیست که بر خرمن مجنون نخورد
هوش مصنوعی: آتشی از طرف منزل لیلی میرسد و هیچ چارهای نیست که بر خرمن مجنون نیفتد. این به معنای آن است که عشق و شوق مجنون به لیلی او را تحت تاثیر قرار میدهد و نمیتواند از آن فرار کند.
میجهد شعله ی آهی ز دلت برق صفت
دم نگهدار فغانی که بگردون نخورد
هوش مصنوعی: شعلهای از اندوهی از دل تو برمیخیزد، مانند برق. پس ای دم نگهدار، فغان و نالهای که دارم در این دنیا طنینانداز نشود.