برگردان به زبان ساده
می خورده خنده بر من ناشاد می کند
آن ترک مست بین که چه بیداد می کند
هوش مصنوعی: آن دختر خوشچهره که با خندههایش به من شادی میدهد، حالا با رفتارهایش دل مرا میشکند و ناراحت میکند.
دارم چنان خیال که پندارم این زمان
دارد به دست جام و مرا یاد می کند
هوش مصنوعی: دارم به قدری خیال و تصور که فکر میکنم این لحظه جامی در دست دارم و آن به یاد من است.
عاشق چو مور در ته پا رفت و او همان
گلگشت با بتان پریزاد می کند
هوش مصنوعی: عاشق مانند موری در زیر پا میرود و با زیباییهای دلنشین و معصوم، گشت و گذار میکند.
شوخی که در سرش هوس مطربست و می
کی گوش بر نصیحت استاد می کند
هوش مصنوعی: کسی که در دلش خواستهای برای سرگرمی و لذت دارد، به نصیحتهای استاد توجه میکند.
داغی به جان سوخته ام تازه می شود
در بزم هر ترانه که بنیاد می کند
هوش مصنوعی: در مجالس شاد و پرآوازه، حس و حال دردی که در دل دارم دوباره زنده میشود و احساساتم تازه میگردد.
آتش بخرمنم زد و سر داد همچو صید
اکنون که داغ کرد چه آزاد می کند
هوش مصنوعی: آتش به خانهام راه یافت و همه چیز را سوزاند. اکنون که دردی عمیق را احساس میکنم، آیا کسی میتواند مرا از این وضعیت نجات دهد؟
با هر کسی مگوی فغانی که عاشقم
این حال خود ز طور تو فریاد می کند
هوش مصنوعی: با هر کسی از عشق و حال دلم صحبت نکن، چون این حالت خود به خود از وجود تو فریاد میزند.