برگردان به زبان ساده
از چه مجنون مرغ را بر فرق خود جا کرده بود
غالبا از پیش لیلی نامهای آورده بود
هوش مصنوعی: مجنون به خاطر عشقش به لیلی، گاهی مرغی را بر سرش میگذاشت، زیرا معمولاً نامهای از طرف لیلی برای او میآوردند.
از من محروم دی چون می گذشت آن شهسوار
تن نهان در خاک و از خون دیده ام در پرده بود
هوش مصنوعی: آن شخص بزرگوار از من دور شد و وقتی که او میگذشت، بدنش در زیر خاک پنهان بود و من از اشک چشمانم در غم او پردهای را به تصویر کشیدم.
دل نمی داد از کف آسان غنچه ی پیکان یار
کش به آب دیده و خون جگر پرورده بود
هوش مصنوعی: دل به راحتی از دست نمیرفت، غنچهای که عشق معشوق مانند پیکانی به دل نشسته بود، با اشک و درد دل پرورش یافته بود.
التفاتی کان پری شب با من دیوانه داشت
نیست آن در خاطرم کز عشق هوشم برده بود
هوش مصنوعی: نگاه دلربای او که شبی با من بود، دیگر در یادم نیست؛ چرا که عشق مرا کاملاً مست و بیخبر کرده بود.
مستی عشق فغانی شور دیگر داشت دوش
غالبا از دست آن میخواره جامی خورده بود
هوش مصنوعی: عشق حالتی خاص و پرشور به انسان میدهد. شب گذشته، کسی که به عشق دچار شده بود، از شراب زیادی که نوشیده بود، حال و هوای متفاوتی را تجربه کرده بود.