برگردان به زبان ساده
غباری کان گل از دامن به وقت رفتن افشاند
بمیرم تا صبا همچون عبیرش بر من افشاند
هوش مصنوعی: غبار گل که بر دامن مینشینه، در زمان رفتن، باعث میشه که من بمیرم. تا نسیم (صبا) مثل عطر گل، این غبار رو بر من بپاشه.
کسی همچون صبا در گلشن کوی تو ره یابد
که یکباره ز گرد هستی خود دامن افشاند
هوش مصنوعی: کسی که مانند نسیم بهاری در گلستان تو میتواند قدم بگذارد، باید که به یکباره از بار وجود خود دست بردارد.
از آن رو شعله ی شوق توام افزون شود هر دم
که چشم خون فشان بر آتش من روغن افشاند
هوش مصنوعی: هر لحظه که تو با اشکهای خود بر آتش من روغن بریزی، شوق و عشق من به تو بیشتر خواهد شد.
پس از من بلبلی پیدا شود در پای هر گلبن
صبا خاکسترم را چون بطرف گلشن افشاند
هوش مصنوعی: پس از من، بلبلی در کنار هر گل پیدا خواهد شد که وقتی نسیم میوزد، خاکستر من را به سوی باغ گل منتقل کند.
فغانی می رود افتان و خیزان بر سر راهی
که جان خود به پای رخش آن صید افگن افشاند
هوش مصنوعی: فغانی با حالتی ناپایدار و بیثبات در مسیری قدم میزند که عشق و جذبهاش او را به سمت کسی میکشاند؛ کسی که جانش را بر سر راهش فدای او کرده و عشقش را بیوقفه نثارش میکند.