برگردان به زبان ساده
چه تندی است که سویت نگاه نتوان کرد
نهفته روی نکویت نگاه نتوان کرد
هوش مصنوعی: این بیان از شدت جذابیت و زیبایی کسی صحبت میکند که به قدری خاص و دوستداشتنی است که نگاه کردن به او برای دیگران دشوار میشود. به گونهای که حتی اگر کسی بخواهد به او نگاه کند، به دلیل خجالت یا دلتنگی نمیتواند این کار را انجام دهد. زیبایی و کشش او به قدری عمیق است که باعث میشود دیگران احساس ناتوانی کنند.
ازین شراب که در کار عاشقان کردی
دگر بجام و سبویت نگاه نتوان کرد
هوش مصنوعی: این شرابی که تو برای عاشقان فراهم کردی، دیگر نمیتوان به جام و ظرف آن نگاه کرد.
بشیوه های دگر زنده می کنی ما را
بجور و تندی خویت نگاه نتوان کرد
هوش مصنوعی: به روشهای مختلفی ما را احیا میکنی، اما نمیتوان به طریقه و شدت خودت به ما نگاه کرد.
چه سود زین همه آب حیات وه که هنوز
بسبزه ی لب جویت نگاه نتوان کرد
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که من به دنبال آب حیات باشم، وقتی هنوز نتوانستهام نگاهی به سبزهی لبهای تو بیندازم؟
ز بسکه دود برآوردی از دلم چو سپند
بخال غالیه بویت نگاه نتوان کرد
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه از دل من چنان دود و غباری برخاست، نمیتوانم به زیبایی و عطر تو نگاه کنم، مثل اینکه چهرهام با کافور پوشانده شده باشد.
چنین شراب کجا خوردی ای بهشتی رو
که سیر بر گل رویت نگاه نتوان کرد
هوش مصنوعی: ای کسی که چهرهات بهشتی است، کجای دنیا شرابی از این دست نوشیدهای که هیچکس نمیتواند به چهره زیبای تو نگاه کند و سیر شود؟
سگت فغانی دیوانه را کشید بخون
فغان که بر سگ کویت نگاه نتوان کرد
هوش مصنوعی: سگ تو، فغان دیوانهای را به خون کشید و فریاد زد که هیچ کس نمیتواند به سگ تو نگاه کند.