برگردان به زبان ساده
دود برآمد ز دلم چون سپند
دور نشد از سر کارم گزند
هوش مصنوعی: دود از دل من برخاست و مانند عطر خوشی که فرار نمیکند، مصیبتها و مشکلاتم همچنان در کنارم باقی ماندند.
آه که با طالع بد آمدم
دود سپندم نکند ارجمند
هوش مصنوعی: آه، چه بدبختی که با سرنوشت ناگوار به دنیا آمدم. این آتش غم و اندوه نتواند مرا به مقام و مرتبهای برساند.
عاشق دیوانه نداند که چیست
طالع فرخنده و بخت بلند
هوش مصنوعی: عاشق دیوانه نمیداند که بخت خوب و آیندهی خوش چه معنایی دارد.
پند مگویید که من عاشقم
نیش زبانم نبود سودمند
هوش مصنوعی: به دیگران نصیحت نکنید که من عاشق شدهام، زیرا زخم زبان شما برای من فایدهای ندارد.
سوختم این داغ جفا تا بکی
پخته شدم آتش بیهوده چند
هوش مصنوعی: عذاب و ناراحتیهای گذرا را تحمل کردم تا چه زمانی به خودم بیایم و به بلوغ برسم. چرا باید به خاطر درد و رنجهای بیفایده خودم، همچنان بسوزم؟
صید مرادی نفتادم بدام
گرچه بهر سوی فگندم کمند
هوش مصنوعی: مراقب هستم و به دام نمیافتم، هرچند که هر جا لازم باشد، تله میگذارم.
سوخت فغانی و مرادی نیافت
آه از این مردم مشکل پسند
هوش مصنوعی: فغان زدن فغانی به جایی نمیرسد و کسی به غم و درد او توجهی نمیکند. آه از این مردم که همیشه خواستههای سخت و غیرقابل دسترسی دارند.