برگردان به زبان ساده
معاذالله گرت با همدمان رغبت زیاد افتد
من بیتاب را از غصه آتش در نهاد افتد
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، اگر تو با دوستانت صمیمی و نزدیک شوی، من که از غصه در درون خود به آتش آمدهام، بیتاب و ناآرام میشوم.
دلم خواهد که ساید دیده بر اندام سیمینت
چه می گویم که از چشم جهان بینم سواد افتد
هوش مصنوعی: دلم میخواهد که به زیباییهای وجود تو نگاه کنم و از زیبایی تو حرف بزنم، به طوری که از چشم دیگران نادیده بماند.
بخو وصلت روا می داشتم بر دیگران هجران
چه دانستم که فالم جمله بر عکس مراد افتد
هوش مصنوعی: من به خاطر وصل تو برای دیگران دوری را برمیگزاردم، اما نمیدانستم که سرنوشتم کاملاً برعکس آنچه که آرزو داشتم خواهد بود.
رقیبان حال من باور نمی دارند اگر سوزم
الهی آتشی در مردم بد اعتقاد افتد
هوش مصنوعی: رقیبان من نمیدانند که چه احساسی دارم. اگر من در آتش عشق بسوزم، ای کاش آتشی در دل کسانی که به من و احساساتم بیاعتنایی میکنند، روشن شود.
شبی در کلبه ی تاریک عاشق در نمی آیی
چرا با دوستان کس این چنین بد اعتماد افتد
هوش مصنوعی: یک شب در کلبهای تاریک، چرا تو به ملاقات عاشق نمیآیی؟ چرا اینگونه با دوستانت بدبین و بیاعتماد هستی؟
مبر حاجت بغیر ایدل که در دست کسی نبود
اگر ناگه خدا خواهد که در کارت گشاد افتد
هوش مصنوعی: به دیگران امید نداشته باش، چون هیچکس نمیتواند نیاز تو را برآورده کند. اگر خدا بخواهد، میتواند در زمانی که هیچکس فکرش را نمیکرد، مشکلاتت را حل کند.
فغانی زین نظر بازی سیه شد نامه ات تا کی
خیالت با خط نو خیز و خال فتنه زاد افتد
هوش مصنوعی: از این نظر که به بازی چشمانم مشغول شدهای، نامهات به رنگ سیاه درآمده است. تا چه زمانی خیال تو با خطی تازه میآید و نشانههای فریب در چهرهات بروز میکند؟