برگردان به زبان ساده
دود از دل من باده ی گلرنگ برآورد
زین خرقه ی تر آینه ام زنگ برآورد
هوش مصنوعی: دود از دل من به سمت آسمان بلند شد، و بادهای خوشرنگ از خرقهی تر من بیرون آمد؛ آینهام گرد و غبار گرفت.
هر بار نمی برد چنین مطربم از دست
این بار ندانم که چه آهنگ برآورد
هوش مصنوعی: این بار مطرب نمیتواند مرا از خود دور کند و نمیدانم که چه نغمهای را به صدا درآورده است.
عشق آمد و در چاه فراموشیم افگند
آنگاه سر او بگل و سنگ برآورد
هوش مصنوعی: عشق به زندگیام وارد شد و مرا در هالهای از غفلت و فراموشی غرق کرد. سپس، به دلی پر از درد و ناامیدی، مانند گل و سنگی بر سرم فرود آمد.
گفتم که به یک نغمه درم جامه ی ناموس
من گفتم و مطرب بنوا چنگ برآورد
هوش مصنوعی: گفتم که با یک آهنگ میتوانم حرمت و آبرویم را حفظ کنم و در همین حین، نوازنده شروع به نواختن چنگ کرد.
شد دیده سپید و گل مقصود نچیدیم
نخل غرض ما همه این رنگ برآورد
هوش مصنوعی: چشمهامان روشن شد اما نتوانستیم مقصود و هدف خود را به دست آوریم، هدف ما فقط این بود که رنگ و زیبایی را به نمایش بگذاریم.
بس تخم امل در هوس نام فشاندیم
نامش نشنیدیم ولی ننگ برآورد
هوش مصنوعی: ما در آرزوی آیندهای بهتر امیدها و آرزوهایی را در دل کاشتیم، هرچند نام آنها را نشنیدیم، اما در عوض با عواقب ناگوار و ننگهایی روبهرو شدیم.
صد کوه بلا زیر و زبر کرد فغانی
هر گاه که آهی ز دل تنگ برآورد
هوش مصنوعی: هر زمان که فغان و نالهای از دل پر دردش بلند میشود، به اندازهای تأثیرگذار است که میتواند کوههای سختی و مشکلات را جابجا کند.