برگردان به زبان ساده
کنون که باد خزان فرش لعل فام کشید
خوش آنکه در صف مستان نشست و جام کشید
هوش مصنوعی: حالا که باد خزان برگهای سرخ را میبرد، خوش به حال کسی که در جمع شادگران نشسته و از جام مینوشد.
دلم که جام نگون داشت سالها چو حباب
ببین که موج شرابش چسان بدام کشید
هوش مصنوعی: دلم سالها در حسرت و اندوه بود، مانند حبابی که در آب شناور است. حالا ببین که چطور امواج شراب (لذت) مرا به خود کشید و به دنیای شادی یاری رساند.
خزان در آمدن آن سوار حاضر بود
که در رهش ورق زر باحترام کشید
هوش مصنوعی: پاییز آغاز شده بود و آن سواری که در راه بود، با احترام ورق طلایی را پهن کرد.
فلک بداد مرادم چنانکه دل می خواست
ولی ز هر سر مویم صد انتقام کشید
هوش مصنوعی: آسمان خواستهام را به من داد، درست همانطور که قلبم آرزو داشت. اما با این حال، از هر یک از موهای سرم، صد بار انتقام گرفتم.
شدم اسیر شکار افگنی که صد باره
سنان بدیده ی شیران تیز گام کشید
هوش مصنوعی: من به دام کسی افتادم که بارها و بارها نیزهاش را در چشم شیران تیز پا فرود آورده است.
هزار جرعه ی فیضست در قرابه ی عشق
خوش آن حریف که این باده را تمام کشید
هوش مصنوعی: در دل عشق، هزاران لحظهی خوش و پرثمر نهفته است. خوشا به حال کسی که این نعمت را به طور کامل تجربه کند و از آن بهرهمند شود.
چگونه لذت ذوق وصال دریابد
ز یار هر که نه بعد از فراق کام کشید
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند لذت و زیبایی نزدیک شدن به معشوق را درک کند اگر پیش از آن از او دوری و جدایی نکشیده باشد.
خوش آن فتاده که هر چند یار سرکش بود
بگرمی نفسش بر کنار بام کشید
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که حتی اگر یارش مخالف و سرکش باشد، با گرمای نفسش او را به آرامی به سمت خودش جلب میکند و بر روی بام میکشد.
بسیل داد فغانی روان سفینه ی عشق
نه نام ننگ شنید و نه ننگ نام کشید
هوش مصنوعی: عشق همچون یک کشتی است که در دریای هیاهو و مشکلات حرکت میکند و به نام و ننگ اهمیتی نمیدهد. در این مسیر، عواطف و احساسات عمیق فریاد زده میشود و هیچ چیزی نمیتواند مانع پیشرفت این سفر شود.