کفن سیاه
میرزاده عشقی
»
نمایشنامه
»
کفن سیاه
بخش ۱ - کفن سیاه : این هم چند قطره اشک دیگر که از دیدن ویرانههای مداین از دیده طبع عشقی بدین اوراق چکیده. موضوع این منظومه نو و شیوا: سرگذشت یک زن باستانی به نام «خسرو دخت» و سرنوشت «زنان ایرانی» در نظر او، هنگام ورود به «مه آباد» است.
بخش ۲ - سینمایی از تاریخ گذشته : آنچه در پرده بد از پرده به در میدیدم
بخش ۳ - در گورستان : من به دشت اندر و دشت آغش سیمین مهتاب
بخش ۴ - اندیشههای احساساتی : بوی این درد دل خسرو، از آن باد آمد!
بخش ۵ - اندیشه های عرفانی : جز خرافات، بر این مملکت افزود چه؟ هیچ!
بخش ۶ - در قلعه خرابه : برسیدم به یکی قلعه کهسان و کهن
بخش ۷ - بقعه اسرارانگیز : برسیدم ز پس چند قدم بر درهای
بخش ۸ - تظاهر ملکه کفن پوشان : بیم و حسرت، دگر این باره چنان آزردم
بخش ۹ - برگشت از بقعه به ده : جستم از جای و ندانم چه دگر پیش آمد
بخش ۱۰ - در پایان داستان : آتشین طبع تو عشقی که روانست چو آب