برگردان به زبان ساده
آنچه در پرده بد از پرده به در میدیدم
پردهای کز سلف آید به نظر میدیدم
هوش مصنوعی: من آنچه را که از پشت پرده میدیدم، به گونهای دیگر تصور میکردم؛ انگار پردهای وجود داشت که زائیدهی تجربیات گذشتهام بود و بر دیدگاهم تأثیر میگذاشت.
واندر آن پرده، بسی نقش و صور میدیدم
بارگههای پر از زیور و زر میدیدم
هوش مصنوعی: در آن پرده، تصاویر و نقشهای زیادی را میدیدم و مکانهایی را میدیدم که مملو از زیورآلات و طلا بودند.
یک به یک پادشهان را به مقر میدیدم
همه بر تخت و همه، تاج به سر میدیدم
هوش مصنوعی: هر کدام از پادشاهان را در محل مخصوص خود میدیدم، همه بر روی تخت نشسته بودند و هر یک تاجی بر سر داشتند.
همه با صولت و با شوکت و فر میدیدم
صف به صف لشکر با فتح و ظفر میدیدم
هوش مصنوعی: من افراد را با قدرت و زیبایی و صلابت میدیدم، و صفهای از سربازان را که با پیروزی و موفقیت در حال حرکت بودند، مشاهده میکردم.
وز سعادت همه سو، ثبت اثر میدیدم
و آن اثرها، ثمر علم و هنر میدیدم
هوش مصنوعی: از خوشبختی در هر طرف، نشانههایی را میدیدم و آن نشانهها، نتیجه علم و هنر را نشان میدادند.
جمله را باز، چو دوران به گذر میدیدم
هر شهی را ز پس شاه دگر میدیدم
هوش مصنوعی: به طور کلی، این جمله بیانگر این است که وقتی به گذر زمان نگاه میکنم، هر پادشاهی را جایگزین پادشاه دیگری میبینم. این نشاندهنده تغییر و دگرگونی مداوم در زندگی و حکومتها است.
چونکه ناگاه به بستان، سر خر میدیدم
یزدگرد، آخر آن پرده پکر میدیدم
هوش مصنوعی: به ناگاه در باغ، یزدگرد را دیدم که سر خرش را به سمت ما گرفته بود و در نهایت، آن صحنه غمگین و تیره را مشاهده میکردم.
شاه و کشور همه، در چنگ خطر میدیدم
زآن میان نقش، از آن پس ز عمر میدیدم
هوش مصنوعی: من در آن زمان، خطر را برای پادشاه و کشور میدیدم و از این میان، به نقش و اثراتی که بر زندگیام داشت، پی میبردم.
سپس آن پرده دگر زیر و زبر میدیدم
هوش مصنوعی: سپس متوجه شدم که پرده دیگری به طرز متفاوتی جلوهگری میکند.
نه ز کسری خبری، نی طاقی
وآن خرابه به خرابی باقی
هوش مصنوعی: نه خبری از پادشاهی کسری، نه نشانی از طاقهایی که بودند، و آن خرابهها همچنان در ویرانی باقی ماندهاند.
این همه واهمه، چون رخنه در اندیشه نمود
اندر اندیشه من بیخ جنون ریشه نمود
هوش مصنوعی: این همه ترس و نگرانی، مانند شکاف و ضعفی در تفکر من ایجاد کرده و به نظر میرسد که جنون در افکارم ریشه دوانده است.
وآن جنونی که ز فرهاد، طلب تیشه نمود
سر پر شور مرا نیز، جنون پیشه نمود
هوش مصنوعی: شادابی و دیوانگیای که فرهاد به خاطر عشق شیرین از خودش نشان داد، بر من نیز اثر گذاشت و باعث شد من هم به این حالت دیوانگی دچار شوم.
آخر از خانه، مرا رهسپر بیشه نمود
هوش مصنوعی: در نهایت، از خانه بیرون آمدم و راهی جنگل شدم.
بگرفتم ره صحرا و روان
شدم از خانه سوی قبرستان
هوش مصنوعی: راهی را در پیش گرفتم که به بیابان میرسید و از خانهام به سمت قبرستان روانه شدم.